تبلیغات
سایت اطلاع رسانی دکتر رحمت سخنی - لالایی برای پدرعزیزم ستوانیار شهید محمد سخنی

       

      لالایی برای پدرعزیزم ستوانیارشهید محمد سخنی

 پدرجان غروب کنار تخته سنگی انتظارت را میکشم

اینجا دشتی است پر شده از یادت ، این دشت خانه ای است که خود برگزیده ای .

از خنده هایت چشمه ای در آن جاریست اما دیگر صدای تق تق کفشهایت به گوش نمی رسد .

به نقطه ای دور دست خیره شده و به خیالی دور پرواز می کنم که شاید دوباره تورا ببینم .

خودم را به پشت سایه های فردا دلخوش میکنم و در آن منتظر کسی هستم که بیاید ولی نمی آید !!

پدر ای درخت سرو افراشته ی افکار من ، ای رستم دعوا های کودکانه ام ، و معلم مهربان دروس زندگیم ،

بیا که چند صباحی شمشیر چوبیم را که ساخته بودی شکسته و دیگر بچه ها و دوستانم مرا بازی نمی دهند !!

ابری درحال باریدن است با خود چتری برایت آورده ام تا مزارت خیس و گلی نشود .

پدر پادشاه سرزمین رویا هایم دیگر وقت تنگ است باید به قطعه دیگر شهدا و به مزار مادر بروم چونکه آنجا نیز بارانی است .

دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه

http://www.rs272.parsiblog.com/

http://sahand272.blogfa.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI