یکشنبه 7 تیر 1388

دیدگاه علم متافیزیک درموردانرژی درمانی
نوشته :مهندس رسول اکبری از اورمیه مرکز آذربایجان غربی
ویراستار : دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) اورمیه
مهمترین دیدگاه برای فرمول بندی کردن نحوة عملکرد،حس ترکیبی انرژی متافیزیکی و مشابه درمانی حاصله از(میدانهای الکترومغناطیسی) در موجودات زنده است. البته از آنجایکه انتشار جریانهای الکتریکی در بدن انسان به یک حقیقت علمی تبدیل شده . این جریانها که در مسیر سیستم عصبی حرکت می کنند ، یکی از راههای خود تنظیمی بدن برای رسیدن به تعادل و هماهنگی لازم محسوب می شوند . به عبارت دیگر پیامهای عصبی که از مغز منشاء می گیرند ، از طریق سیستم عصبی که با تمامی بافتهای بدن در ارتباط می باشد به کلیة اعضا و اندامها رسیده و موحب تنظیم فعالیتهای بدن می شوند . از سوی دیگر الکتریسیتة قلب نیز توسط پلاسمای خون و از راه عروق و مویرگهای خونی به سایر قسمتهای بدن منتشر می گردد این جریانها نه تنها در داخل سلولها بلکه در اطراف همة سلولهای بدن انتشارمی یابند به همین ترتیب ، کریستالهای مایع درون سلولهای بدن انسان نیز به طور مداوم در حال تولید جریانهای الکتریکی همگرایی می باشند که همانند لیزر ، فرکانسهای حاصله از آنها در محدودة مشخصی قرار دارد . این ارتعاشات لیزر مانند قادرند علاوه بر حرکت در درون بدن ، به محیط اطراف نیز منتشر میشونداز آنجایکه سلولهای مغزی توسط امواج مغزی کنترل می شود با تأثیر بر جریانهای الکتریکی ، مستقیماً در فرایند شفابخشی دخالت دارد . هرگاه یکی از قسمتهای بدن دچار آسیب می گردد ، سیستم پری نوریال در آن موضع خاص ، نوعی پتانسیل الکتریکی به وجود می آورد که اولاً بدن را نسبت به آسیب وارده آگاه می سازد و ثانیاً سلولهای بازسازی کننده نظیر گلبولهای سفید خون ، فیبرو بلاستها را به محل مورد نظر جذب می نماید و در نهایت همگام با ترمیم یافتن ضایعه ، پتانسیل الکتریکی موضع نیز تغییر می یابد هنگامی که جریان الکتریکی از داخل یک جسم هادی الکتریسیته عبور می کند ، یک میدان مغناطیسی در اطراف آن جسم تشکیل می گردد . به همین نحو ، جریانهای الکتریکی که در درون بدن انسان در حرکت می باشند مغز و کلیة ارگانهای بدن نیز دارای میدانهای بیومغناطیسی مخصوص به خود هستند که آنها را احاطه نموده و با یکدیگردر تعامل می باشند . اما در شرایط بیماری ، این فرکانس دچار تغییرمی شود . مجموعة تمامی میدانهای بیومغناطیسی بدن ، تشکیل یک میدان بیومغناطیسی تجمع یافتة بزرگ را می دهد که بدن انسان را احاطه می نماید و انسان با میدانهای مشابه در اطراف او نظیر میدانهای بیومغناطیسی سایر انسانها در تعامل " متقابل "است میدان بیومغناطیسی یک فرد هم قادر است از طریق فرایند القاء ، تأثیراتی را بر روی میدان مغناطیسی فرد دیگرچه از نظرذهنی_روانی و چه از لحاظ جسمی ، بگذارد . آگاهی از این اصل وجود یک انسان به محدودة پوست او ختم نمی شود بلکه به فضای اطراف او نیز گسترش می یابد . تا بحال همه ما هنگامی که حضور فرد دیگری را بدون دیدن او در نزدیکی خودمان احساس کرده ایم ، بر این واقعیت صحه گذاشته ایم ، اما امروزه این مقوله به عنوان یک اصل علمی پذیرفته و ثابت شده است . دستها نیز توسط میدان مغناطیسی مخصوص به خود احاطه می شوند . بررسی میدان مغناطیسی حاصل از دستان یک فرد شفاگر در حین انجام درمان نشان می دهد که این میدان به وضوح قوی تر از میدان مغناطیسی دستان افراد معمولی است . پاره ای از شواهد حاکی از این است که سایر فرمهای انرژی به غیر از نوع بیومغناطیسی نظیر امواج مادون قرمز ، مایکروویو و بعضی دیگر از پرتابهای فوتونی نیز از دستها خارج شده ، تأثیرات درمانی خود را در سیستمهای بیولوژیک بدن به دنبال دارد. این دستاورد با تئوری متافیزیکی(و کل نگر) رایج مبنی بر اینکه بیماری ابتدا در هالة انرژی یا میدان بیو مغناطیسی انسان ایجاد شده و سپس در جسم فیزیکی بروز می کند ، کاملاً هماهنگ و مطابق است . هنگامی که شفاگر، دستان خود را به منظور درمان در مجاورت یک عضو غیر سالم قرار داده ، شروع به شفابخشی می کند ، میدانِ مغناطیسی خارج شده از دستان او که به مراتب قویتر از میدانِ مغناطیسی حاصل از عضو بیمار می باشد ، با دربرداشتن فرکانسهای طبیعی و سلامت بخش مورد نیاز آن عضو، تأثیر درمانی خود را آغاز می کند و نهایتاً با مکانیسمِ القایی ، فرکانسِ طبیعی را به عضو بیمار بازمی گرداند . این تنظیمِ فرکانس ، به نوبة خود بر جریانهای الکتریکی سلولها و سیستمِ عصبی عضوِ مربوطه و همینطور فعالیتِ بیولوژیک آن عضو تأثیر می گذارد و به این ترتیب ، درمان صورت می گیرد سرچشمة آگاهی در واقع همان منشاء اَبَر هوشیارِ درونِ وجود ماست . همة ما انسانها پتانسیلهای نهفته ای داریم که در اکثریت افراد غیر فعال است و نیاز به بیدار شدن دارد می توان در موارد بیماریهای سخت و پیچیده ، با سرعت بیشتری به درمان بیماری پرداخت . در این صورت شفابخشی ، شامل ترکیبی از عشق ، همدردی و محبت خواهد بود که عضو آسیب دیده را هر چه بیشتر برای ترک الگوهای قدیمی و بازگشت به سلامتی تشویق می کند وقتی به تدریج آگاهی خود را افزایش داده و عمیقتر از پیش به شفابخشی خود می پردازیم ، پتانسیلی که در درونمان به عنوان یک شفاگر وجود داشته ، هر چه بیشتر بیدار می شود تا جایی که ما را قادر می سازد با ابعادی متعالی تر از ذهن اَبَرهوشیارمان ارتباط برقرار نموده ، مهارتهای والاتری را کسب نماییم البته هنوز یک جنبه از شفا بخشی و کار فراطبیعی (معنوی) به صورت رازی بزرگ باقی مانده است بافتهای زندة بدن که متشکل از ملکولها و اتم ها هستند ، مستقیماً در اتصال و تأثیرپذیری از تمامی نیروهای موجود در طبیعت می باشند . همگام با تکامل موجودات زند ه ، نیروهای مختلف ، اعم از نیروهای شناخته شده و نیروهای مرموز و ناشناخته برا ی عملکرد بدن با یکدیگر ترکیب شده اند و طبیعتاً برای درک عمیق ترین و مرموز ترین نیروهای کیهانی به ما عطا خواهد شد . این شانس برای ما وجود دارد که همگام با پیشرفت تحقیقات علم بشری در مورد شفاگری و عوالم روحی ، کشفیات حیرت آوری به وقوع بپیوندد که با گسترش آگاهی ذهن ما انسانها ، تحولی متعالی را برای ادامة حیات بر روی کرة زمین برایمان به ارمغان آورد .
http://www.sahand272.blogfa.com/
http://www.rs272.parsiblog.com/
WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI
دوشنبه 1 تیر 1388

حاملگی در بیماران ام اس
انتخاب:دکتر رحمت سخنی ازمرکزآموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه
حاملگی، زایمان و میزان بروز عوارض در نوزاد یک خانم مبتلاء به ام.اس هیچ تفاوتی با افراد طبیعی ندارد. تا کنون هیچگونه شواهدی دال براینکه ام.اس باعث اختلال در باروری شود وجود ندارد. همچنین میزان بروز سقط های خودبخودی و تولد جنین مرده، مثل سایر افراد طبیعی می باشد. خوشبختانه با انجام مطالعات وسیع ثابت شده است که باور غلط گذشته مبنی براینکه حاملگی باعث بدتر شدن بیماری ام.اس می شود اصلاً صحت ندارد. حتی اخیراً مطرح شده است که حاملگی با سیر بهتر بیماری در آینده مرتبط است.
خانمهایی ام اس داشته که قصد باردار شدن دارند باید به نکات زیر توجه داشته باشند:
براساس توصیه اف-دی-ای خانمهایی که قطعاً قصد باردار شدن دارند نباید از داروهای تعدیل کننده سیر بیماری مثل آوونکس، ربیف، بتافرون و کوپاکسون استفاده کنند. همچنین مردان و زنانی که قصد بچه دار شدن دارند نباید از داروهای سرکوب کننده ایمنی مثل نوانترون استفاده کنند. اکثر پزشکان توصیه می کنند که این داروها باید یک ماه یا یک سیکل قبل از بارور شدن قطع شود، زیرا عوارض سوء بر روی جنین خواهند داشت.
داروهای شیمی درمانی مثل ایموران (آزاتیوپیرین) یا متوتروکسات باید حداقل به مدت یک ماه قبل از بارور شدن در خانم و همسر او قطع شود. افرادیکه تحت درمان با این داروها می باشند حتماً باید از روش مناسب جلوگیری استفاده کنند.
اگر بیماری ام.اس فعال است و بیمار قصد باردارشدن دارد باید ابتدا بیماری او کنترل شودو سپس داروها را جهت باردار شدن قطع کند.
در صورت باردار شدن حتماً متخصص زنان و زایمان خود را در جریان بیماری خود قرار دهید.
به نظر می رسد که حاملگی اثر محافظت کننده بر بیماری ام . اس دارد ، زیرا حاملگی باعث تغییراتی در سیستم ایمنی می شود
تعداد موارد عود یا حملات بیماری بخصوص در سه ماهه دوم و سوم حاملگی کاهش می یابد.
در صورت بروز حمله ام.اس در حین بارداری استفاده از استروئیدها (کورتون) بخصوص بعد از سه ماه اول بلا مانع است. البته این مسأله باید طبق نظر متخصص زنان، نورولوژیست و متخصص اطفال صورت گیرد.
ممکن است برخی علایم بیماری ام.اس مثل خستگی، اختلالات مثانه و روده بخصوص در سه ماهه سوم بارداری تشدید شود. بیماران باید توجه کنند که علیرغم مشکلات ادراری از مایعات فراوان استفاده کنند.
در ماههای آخر بارداری به علت افزایش وزن، ممکن است مشکلات تعادل و راه رفتن بیمار بارزتر شود. برخی بیماران ترجیح می دهند در این زمان از عصا یا ویلچر استفاده کنند.
احتمال عفونت ادراری در خانمهای باردار مبتلا به ام.اس بیشتر است. برخی پزشکان ماهانه بیماران خود را از این نظر بررسی می کنند.
با توجه به اینکه اکثر خانمهایی که باردار می شوند در مراحل اولیه بیماری ام.اس هستند، بعید است که اختلالات آنها به حدی باشد که شروع زایمان و انقباضات رحمی خود را حس نکنند.
زایمان در خانمهای مبتلا به ام . اس با افراد دیگر تفاوت چندانی ندارد.
در فاصله شش ماه بعد از زایمان میزان عود بیماری ?? تا ?? درصد افزایش می یابد، اما باید توجه داشت که این حالت موقت است.
با اینکه شواهدی در خصوص اثرات سوء داروها بر نوزاد در حین شیردهی وجود ندارد اما فعلاً توصیه می شود که خانمها در دوران شیردهی از داروهای تعدیل کننده بیماری مثل (آوونکس ، ربیف ، بتافرون و کوپاکسون) استفاده نکنند.
استفاده از هرگونه دارویی در حین دوران شیردهی باید با نظر متخصص اطفال و نورولوژیست باشد.
http://www.sahand272.blogfa.com/
http://www.rs272.parsiblog.com/
WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI
یکشنبه 17 خرداد 1388
سایت های معتبرروان شناسی ایران
دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) اورمیه
انجمن روانشناسی ایران
www.iranpa.org
انجمن مشاوره ایران
www.ircounseling.org
انستیتو روانپزشکی تهران
www.tehranpi.org
سازمان نظام روانشناسی و مشاوره ایران
www.pcoiran.com
دفتر مرکزی مشاوره وزارت علوم
www.iransco.org
آلاچیق روان
www.psychoalachigh.com
بنیان
www.bonyan.org
روان یار
www.ravanyar.com
باشگاه یوگا پیام مهر
www.yoga-payammehr.com
بیمارستان روانپزشکی آزادی
www.azadihospital.com
مطب روانشناسی
www.rawanshenasi.de
کلینیک موفقیت
www.success-clinic.com
انجمن روانپزشکی کودک و نوجوان ایران
www.iacap.info
انجمن روانشناسی اجتماعی ایران
www.iranianasp.org
انجمن علمی روانشناسی بالینی ایران
www.icpa-ac.com
دکتر زرین آزادی
www.drazadi.com
سازمان آموزشی پیوندها
www.payvandha.org
http://sahand1361.parsiblog.com/
http://www.sahand272.blogfa.com/
http://www.rs272.parsiblog.com/
WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI
شنبه 16 خرداد 1388

سایت های معتبر روان شناسی جهان
دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) اورمیه
انجمن روانشناسان ایرانی امریکا
www.theiapa.com
انجمن روانشناسی امریکا
www.apa.org
انجمن روانشناسی کانادا
www.cpa.ca
انجمن روانشناسی انگلیس
www.bps.org.uk
انجمن مشاوره امریکا
www.counseling.org
انجمن مشاوره کانادا
www.ccacc.ca
آکادمی شناخت درمانی
www.academyofct.org
موسسه شناختی بک
www.beckinstitute.org
اطلاعات روانشناسی
www.psychologyinfo.com
مرکز روانشناسی
www.psych-central.com
شبکه روانشناسی
www.psychology.net
بهداشت روانی
www.mentalhealth.com
روانشناسی اجتماعی و شخصیت
www.spsp.org
شبکه روانشناسی اجتماعی
www.socialpsychology.org
بزرگان مشاوره
www.vanguardofcounsellors.org
انجمن جهانی روانپزشکی
www.wpanet.org
انجمن روان پزشکان امریکا
www.psych.org
http://sahand1361.parsiblog.com/
http://www.sahand272.blogfa.com/
http://www.rs272.parsiblog.com/
WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI
دوشنبه 11 خرداد 1388

سنگ های دستگاه ادراری در زنان باردار
نویسنده : پرفسور دکتر علی تقی زاده فوق تخصص پیوند کلیه دانشگاه علوم پزشکی ارومیه
ویراستار : دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) اورمیه
شیوع نسبی سنگ های ادراری در حین حاملگی و میزان عود آن همانند شیوع آن در بین زنان غیرحامله هم سن می باشد. به طور متوسط میزان شیوع عارضه در زنان حامله 1 در 1500 است. سنگ های ادراری در زنان حامله ممکن است تا 40% موارد سبب زایمان قبل از ترم در حاملگی با سنگ های ادراری علامت دار شود.
علایم سنگ های ادراری در زنان حامله مانند علایم آن در غیر حامله بوده و یکی از علل عمده دردهای حاد شکمی است که امکان دارد با علایم خود حاملگی اشتباه شوند و لازم است بررسی بیشتری از نظر تشخیصی انجام گیرد زیرا تاخیر در تشخیص و معالجه مناسب و قطعی ممکن است نتیجه حاملگی را به خطر انداخته و منجر به آسیب دائمی کلیه ها شوند. معالجه سنگ های ادراری در حین حاملگی اغلب مشکل می باشد و نیاز به همکاری بین متخصصین زنان، اورولوژیست و رادیولوژیست دارد. معالجه سنگ های ادراری در حین حاملگی در وهله اول غیرجراحی و کنسرواتیو است و وقتی که درمان دارویی و غیرجراحی موثر واقع نشود مداخله اورولوژیکی در بیماران انجام می گیرد. با وجود اینکه امروزه تحول بزرگ در درمان سنگ های ادراری بوسیله روش های ESWL و PCN بوجود آمده است ولی بکار بردن این روش ها در زنان حامله بایستی به طور موردی بررسی و اقدام شود و حدالامکان از هر گونه عمل تهاجمی خودداری و آن را به موارد اورژانسی محدود نمود. سنگ های انسدادی را می توان در هر مرحله از حاملگی با عمل جراحی برداشت ولی با این همه در سه ماهه آخر حاملگی سقط خودبخودی با عمل جراحی بیشتر دیده می شود.
http://www.sahand272.blogfa.com/
http://www.rs272.parsiblog.com/
WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI
شنبه 9 خرداد 1388

خطرات جدی ورزش بوکس
مسعود رحمتی کارشناس ارشد تربیت بدنی و علوم ورزشی دانشگاه بوعلی سیناهمدان
ویراستار : دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) اورمیه
امروزه بوکس بعنوان یک ورزش پر طرفدار در میان اقشار مختلف جامعه، بویژه جوانان رواج دارد.
این ورزش با وجود طرفداران زیادی که دارد، پیوسته مورد انتقاد مجامع مختلف ورزشی ، مذهبی و پزشکی بوده است و به دو دلیل از این ورزش انتقاد کرده اند :
آسیب رسانی و خطرات احتمالی که به فرد ورزشکار تحمیل می شده است.
تقویت روحیه پرخاشگری در سطح اجتماع و شباهت این ورزش با برنامه گلادیاتوری دوران باستان قدیم.
عده ای بوکس را در محافل ورزشی و پزشکی ، رویدادی همراه با عوارض جسمانی و عصب شناختی تلقی می کنند، اما عده ای نیز معتقدند که عوارض جانبی این ورزش بیش از سایر ورزشها نیست. با توجه به جاذبه های این ورزش برای قشر جوان و نوجوان ، بر متخصصین پزشکی ، علوم ورزش ، و روانپزشکی لازم است که برخی ابهامات موجود را در سایه تحقیقات علمی و به دور از سوگیری روشن کنند و نتایج بدست آمده را از طریق رسانه های گروهی در اختیار جوانان و خانواده های آنان قرار دهند.
مغز انسان با وزن حدود 1400 گرم و حجم بالغ بر 1250 سانتی متر یکی از شگفت انگیز ترین بافت های زنده است که در نظام آفرینش با آن روبرو هستیم. مغز انسان توانایی آن را دارد که نظامهای کارکردی مختلف درون ارگانیزم را فعال ساخته و موجب حرکت ارگانیزم گردد، اطلاعات دریافتی را تعبیر، پالایش و تفسیر کند و مجموع پیامهای مورد نیاز را به طوری که سریعا قابل دسترس باشد، ذخیره کند و بدین ترتیب امکان حل مساله را فراهم آورد(2). افزون بر این، انسان می تواند از طریق گفتگو با دیگران، تعامل مثبت و ارائه راه حل های مناسب دیگران را در رفع مشکلاتشان یاری دهد.
مناطق حسی، حرکتی، دیداری، شنیداری و ارتباطی کرتکس
آمارصدمات مغزی عمدتا ناشی از ضربات به سر می باشند که احتمالا سبب تغییرات در وضعیت ذهنی و روانی فرد بدون تغییر سطح هوشیاری می شوند. تغییر وضعیت ذهنی به دنبال ضربه وارد بر سر می تواند سبب تغییر جنبه های شخصیت ، حافظه (از بین رفتن حافظه)، نقایص عصبی یا فقدان هوشیاری گردد. آسیبهای مغزی ملایم ناشی از ضربه امری شایع در ورزشهای تماسی و سایر برخوردهای ورزشی است. میزان بروز صدمات سر بر حسب نوع ورزش و سن ورزشکار متفاوت است. بسیاری از صدمات وارد به ناحیه سر گزارش نمی شوند، زیرا اساساً صدمات خفیفی بوده و این صدمات چندان مورد توجه مربی یا ورزشکار قرار نمی گیرد.
بررسی تاثیر بوکس بر دستگاه عصبی ورزشکاران
پیروزی در یک مسابقه بوکس توسط ضربات هدفمند و مکرر به بدن و به طور عمده بر سر حریف ، به دست میاید.
جوردن و همکاران در سال 1988 در بررسی MRI و نورولوژیک 9 بوکسور آماتور فعال هیچگونه نتیجه غیر نرمالی را گزارش نکردند.
از سوی دیگر جوردن و همکاران در سال 1992 در سی تی اسکن 238 بوکسور حرفه ای فعال 25 نفر (7%) نتایج غیر نرمال را گزارش کردند.
بیوزارت- بولنج (1970) با ترسیم EEG قبل و بلافاصله بعد از مسابقه در 123 بوکسور آماتور نتوانستند غیر نرمال بودن را حتی در مسابقاتی که به ناک اوت منجر شده بود نشان دهند.
سیرونی و همکاران در سال 1982 در تحقیقی با عنوان یافته های CT اسکن و EEG در بوکسورهای حرفه ای و تشخیص اولیه آتروفی در بوکسورهای جوان که روی 10 بوکسور آماتور و با استفاده از آزمایشهای نورو لوژیک، CT اسکن و EEG انجام گرفت ، نتایج الکتروآنسفالوگرافی غیر نرمال را در 70 درصد بوکسورها گزارش کردند.
اومالووبنت در سال 2005 تغییرات نورولوژیک مرتبط به آسیب مغزی ناشی از ضربات مکرر وارد بر سر بازیکنان بازنشسته فوتبال را ارزیابی کرد. نتایج نشان داد که در اثر آسیب های مغزی ناشی از ضربه سر بازیکنان ملی فوتبال امکان تخریب سیستم عصبی را در طولانی مدت فراهم می کند .
محسن فلاحتی، حسن عشایری و اکبر بیان زاده در سال 1177 اثرات نوروسایکولوژیک ورزش بوکس آماتور ایران را روی بوکسورهای فعال عضو تیم ملی و بوکسورهای بازنشسته ملی مطالعه کردند و نتیجه گرفتند که یک دوره (حداقل چهار ساله) ورزش بوکس آماتور موجب بروز اختلال در عملکردهای نوروسایکولوژیک افراد نمی شود. آنان دلایلی را برای این نتیجه خاطر نشان کردند که :
این افراد بدلیل اینکه اعضای تیم ملی بوده اند ، ممکن است از ابتدا توانایی بالقوه بالایی در خصوص اینگونه کارکردهای تشخیصی و سرعتی داشته باشند. دوم اینکه احتمال دارد این توانایی را در نتیجه مداومت در تمرین ومسابقات بدست آورده باشند.
تسوایر و استورلی (1989) 69 فوتبالیست نروژی سنین 15-34 ساله که عموما بازیکن سرزن به شمار می آمدند را با گروه کنترل (69 نفر )که به فعالیت دیگری اشتغال داشته و هیچگونه سابقه آسیب ناحیه سر و گردن و یا سابقه بازی فوتبال نداشتند، را با استفاده از الکتروآنسفالوگرافی مقایسه کردند . EEG شرکت کنندگان هنگامی به عنوان نرمال در نظر گرفته می شد که فعالیت زمینه ای در دامنه نرمال بوده وفعالیت آلفای منظم ،از 8تا 12 هرتز بود. EEG هایی به عنوان غیر نرمال خفیف منظور می شدند که فعالیت مرکزی(کانونی) و محیطی انها آهسته تر از 8 هرتز بود و آن نتایجی غیر طبیعی در نظر گرفته می شد که اپیزود مرکزی آنان 4 تا 7 هرتز بوده و یا فعالیت پیش زمینه زیر 8 هرتز داشتند . نتایج این مطالعه نشان داد که EEGهای غیر طبیعی در میان بازیکنان بمراتب بیشتر از گروه کنترل بوده است . 78 درصد از EEGهای گروه کنترل نرمال بود، در حالی که 56 درصد فوتبالیست ها EEG نرمال داشتند. EEGهای غیر نرمال بیشتر در میان بازیکنان جوانی یافت شد که تجربه و مهارت کمتر،و نیزبلوغ اسکلتی پایینتری داشتند.
کریشکوا در سال 1989 در بررسی پنجاه بوکسور به شیوه EEG ، 30 درصد EEGها را غیر نرمال گزارش نمود.
هاگلندواریکسون (1993) آسیب مغزی احتمالی بوکسور ها را با گروه کنترلی متشکل از دوومیدانی کاران و فوتبالیستها ، مورد بررسی قرار دادند . غیر طبیعی بودن EEGدر 32 درصد بوکسور ها نسبت به 20 درصد فوتبالستها و12 درصد دوومیدانی کاران یافت شد اما این تفاوت معنادار نبود. با این حال هیچگونه یافتهEEGغیر طبیعی شدید مشاهده نشد.
کاستی در سال 1982 پس از بررسیهای نورولوژیک ، EEG ، نوروسایکولوژیک و سی تی اسکن 14 بوکسور( 8 بوکسور آماتور و 6 بوکسور حرفه ای) یک مورد نتیجه نورولوژیک غیر نرمال و دو مورد آزمون نوروسایکولوژیک غیر نرمال گزارش کرد و در سایر موارد نتیجه غیر طبیعی مشاهده نشد.
مک لاتچی و همکارانش (1987) در مطالعه روی 20 بوکسور آماتور فعال و با انجام آزمایشهای نورولوژیک ، نوروسایکولوژیک ، EEG ، و CT اسکن ، 7 نفر را با نتایج نورولوژیک غیر نرمال و 8 نفر را با EEG غیر نرمال و 9 نفر را با نواقص نوروسایکولوژیک خصوصا" در نواحی توجه ، حافظه کلامی و حافظه بصری گزارش کردند
باتلر ، فورسیت و آدامز (1993) در بررسی تاثیرات شناختی بوکس آماتور و با ارزیابی نوروسایکولوژیک پیش از مسابقه ،بلافاصله پس از مسابقه و نیز در طول دو سال بعد مسابقه ، هیچ گونه بد کارکردی نورو سایکولوژیک را گزارش نکردند. گزارش دریو در سال 1986 پس از بررسی نوروسایکولوژیک 19 بوکسور حرفه ای فعال و 10 بازیکن بیسبال بعنوان گروه کنترل حاکی از نواقص و کمبودهایی در بوکسورها در مقایسه با گروه کنترل بود که با تعداد مبارزات بوکس همبستگی داشت.
بررسی اریک و همکاران در سال 2000 با عنوان آسیب حاد مغزی ناشی از تراوما جنبه های نوروسایکولوژیک 38 بوکسور آماتور قبل و بعد از انجام یک مسابقه بوکس را در مقایسه با 28 بوکسور که به انجام فعالیت جسمانی دیگر می پرداختند، نتیجه گرفتند که شرکت در مسابقه بوکس آماتور با وجود استفاده از کلاه محافظ می تواند موجب کاهش عملکرد عصب شناختی شود که این اختلال با عارضه های شناختی که به دلیل ضربه های مغزی ایجاد می شود مشابه است. باتلر (1994) در مقاله مروری و با استفاده از مطالعاتی که در آنان تستهای نوروسایکولوژیک در بوکسورهای آماتور بکار رفته بود، گزارش کرد که" یک دوره بوکس می تواند عکس العملهای حرکتی مناسب را بخصوص در دست غیر برتر کاهش دهد، ولی حتی در این جنبه نیز عملکرد بوکسور در دامنه نرمال قرار دارد. او همچنین با مرور تحقیقات انجام شده و از طریق مطالعات کنترل شده بوکسورهای فعال و بازنشسته و در بررسی طول دوره و سطح مسابقه ، بیان داشت که تاثیر بوکس روی عملکرد شناختی مرکزی منفی است".
پورتر و همکاران در برسی دامنه دار نوروسایکولوژیک 9 سال( از 1992 تا 2001 ) گزارش کردند شواهدی حاکی از زیانبخش بودن بوکس از لحاظ نوروسایکولوژیک در دست نیست. هیلبرونر و همکاران در سال 1991 پس از انجام آزمایشات نوروسایکولوژیک قبل و بعد از مسابقه که روی 23 بوکسور آماتور فعال انجام شد نقص در حافظه و عملکرد حرکتی را گزارش کردند.
مطالعه کمپ ، هیوستون و مک لئود در سال 1994 ، هیچگونه غیر طبیعی بودن نورو سایکولوژیک و توموگرافی بوکسور ها آماتور را در مقایسه با گروه کنترل مشاهده نکردند. با این حال افرادی که تعداد مبارزات بیشتری داشتند، نمرات کمتری در آزمون نورو سایکولوژیک کسب کردند.
بروگلیو و همکاران (2004) بیان داشتند که" شتاب ضربه فوتبال که منجر به آسیب عصبی می شود ، با بوکس مشابهت زیاد دارد. آنان در سال 2004 بلا فاصله بعد 20 بار عمل هد زدن با سرعت ثابت به توپ فوتبال برای بررسی کنترل قامت گروه فوتبالیستهای دانشگاهی ، تست تعادل گرفتند که هیچگونه تفاوت معناداری را آشکار نکرد. جانسون و همکاران (2002) چابکی 84 ورزشکار زن ومرد و هاکی روی یخ مطالعه کردند و تفاوت معناداری میان ورزشکاران که دارای آسیب مغزی ملایم بودند ، در عوارض پس از ضربه وارد بر سر در برابر گروه کنترل وجود دارد ولی تفاوت معناداری در عملکرد چابکی آنان مشاهده نشد.
نیکولاس کورسلیس به همراه گروهی از محققان بریتانیایی پس از بررسی دقیق مغز بوکسورهای بازنشسته ، 4 نوع آسیب مغزی که با تغییرات رفتاری همبستگی داشت را شناسایی کردند. شایعترین مورد، ایجاد حفره در بخشهای خاصی از مغز بود که در بوکسورها به میزان 17/5 میلیمتر گزارش شد که این مقدار در مقایسه با غیر بوکسورها که 6/1 میلیمتر بود تفاوت زیادی را نشان می داد. او همبستگی معناداری میان این تغییرات ساختاری و توانایی احساسی و میزان عکس العمل بوکسورها مشاهده کرد. دومین تغییر ساختاری مربوط به آسیب ناحیه زیر قشری بوکسورها بود . این آسیب مغزی با سرعت افراد ، راه رفتن و آهسته شدن حرکات جابجایی آنان نسبت داشت. در سومین آسیب بوکسورهایی که پس از پایان دوره قهرمانی کماکان به بوکس ادامه می دادند، تغییراتی در برخی قسمتهای مغز مشاهده شد که شبیه عارضه پارکینسون بود. سرانجام چهارمین آسیب بوجود آمدن گره هایی در فیبرهای عصبی بویژه در لوب میانی مغز بود که بیشتر در بوکسورهای مسن مشاهده شد. این پژوهشگر نتیجه گرفت که این گره های فیبر عصبی بیشتر بدلیل ضربات مکرر وارده بر سر ایجاد شده اند تا افزایش سن و این آسیبها بدلیل دوره طولانی مدت بوکس افراد، حریفان قدرتمندتر و ضربات بیشتر وارده بر سر بوده است(29). این قبیل مطالعات منجر به افزایش نظارت و همچنین ممنوعیت ورزش بوکس حرفه ای در سوئد(سال 1969) و نروژ(سال 1982) شد. در پی فعالیتهای انجام گرفته در دهه های اخیر ، کشورهای انگلیس ، کانادا و نیز سازمان پزشکی جهانی برای ممنوعیت این ورزش بیانیه هایی صادر کرده اند(42،43،56،57).در سال 1984 آکادمی پزشکان آمریکا به مخالفت با برنامه های ورزشی بوکس کودکان پرداخت(28).
در سال 1990 جوردن ، وی و استون به مرور و ثبت آسیبهای ناشی از بوکس در مرکزتمرینات لمپیک ایالات متحده در یک دوره ده ساله اقدام نمودند. جدول 5-1-1(41).
محل آسیب تعداد آسیب درصد آسیب
اندام بالایی 147 9/32
اندام پایینی 107 9/23
سر و صورت 92 6/20
کمر 21 9/6
مغز 29 5/6
ستون فقرات 23 1/5
ناحیه سینه 17 8/3
کلیه 1 2/0
جمع کل 447 100
آسیبهای ناشی از بوکس در یک دوره ده ساله در مرکز تمرین المپیک آمریکا
اگرچه آسیب مغزی به میزان بالایی نبوده است (5/6درصد) ولی حتی این میزان نیز می تواند حاکی از خطرات بالقوه این ورزش باشد.
سازو کار ضربه به سر در ورزش بوکس
اصابت ضربات مکرر و متعدد در طی یک نوبت بوکس ، امری اجتناب ناپذیر است.اگر چه برخی از ضربه های وارده بر سر می توانند نسبت به ضربات دیگر شدیدتر باشند ولی هیچکدام از این ضربات نباید ناچیز شمرده شده و هر کدام می توانند بالقوه آسیب زا باشند.
بطور کلی می توان آسیب های ناشی از ضربه وارده به مغز را به سه دسته تقسیم کرد:
آسیب ضربه مغزی خفیف که عبارت است از کاهش سطح هوشیاری به مدت 5 دقیقه یا کمتر با نمره ملاک اغمائ گلاسکو(پزشکان اغلب این شاخص را برای نشان دادن دامنه آسیب و احتمال بازیافت آن بکار می برند. نمره بالا نشاندهنده ابتلای خفیف و نمره پایین نشان دهنده شدت بالاست). ننمره اغمای 13 تا 15 که به فراموشی به مدت کمتر از یک ساعت پس از وقوع ضربه می انجامد . یعنی ناتوانی فرد در ذخیره یا حفظ اطلاعات جدید در ذهن پس از وارد شدن ضربه سر رخ می دهد.
آسیب مغزی متوسط عبارت است از کاهش سطح هوشیاری برای بیشتر از 5 دقیقه و کمتر از 6 ساعت با نمره اغمای گلاسکو تا12 و فراموشی به مدت 1 تا 24 ساعت پس از ضربه و آسیب ضربه ای مغزی شدید عبارت است از کاهش سطح هوشیاری بیشتر از 6 ساعت و یا بیش از آن با نمره اغمای گلاسکو 3 تا 8 و یا فراموشی به مدت 24 ساعت بعد از ضربه.
ضربه مغزی عمدتاً ناشی از ضربات و تروما به سر می باشند که سبب تغییر وضعیت ذهنی و روانی با یا بدون تغییر سطح هوشیاری می شوند. تغییر وضعیت ذهنی به دنبال ضربه وارد بر سر می تواند سبب تغییر شخصیت، حافظه و نقایص عصبی یا فقدان هوشیاری گردد. مکانیسم آسیب سر در ورزشها متفاوت است. مکانیسم های احتمالی آسیب دیدگی شامل نیروهای فشارنده ( اصابت ضربه به سر سبب آسیب مغز در محل اصابت، ناشی از فشرده شدن مغز در آن ناحیه ) یا نیروهای کششی وارده به سر ( سبب آسیب مغز در سمت مقابل جهت کشیده شدن سر ) یا اعمال نیروهای چرخشی روی سر(مثل پرتاب شدن از روی موتور و غلت زدن). این مکانیسم ها سبب تغییر در خونرسانی، کارکرد و نیاز به انرژی مناطق خاصی از مغز شده و به اختلال عملکرد آن بخش صدمه دیده می انجامد.
تاثیر بوکس بر سیستمهای عصبی
متخصصان بالینی در ورزش طیفی از آسیب های سر را تشخیص می دهند که دامنه آن از ضربات مغزی خفیف تا آسیب های نافذ و کشنده مغز را دربرمی گیرد. تبیین سازوکار آسیب مغز در ورزش بوکس پیچیده است. زیرا به هر دوی تاثیر ضربات مستقیم دستکش بر جمجمه و نیز حرکت مغز و جمجمه در پاسخ به آن بستگی دارد. در لحظه برخورد ضربه به جمجمه ، شتاب گذرایی به سر وارد می شود. جمجمه سریعتر از مغز حرکت می کند و این بدلیل اینرسی است . هنگامیکه جمجمه گرایش به استراحت دارد ، مغز به حرکت ادامه می دهد. چنین ضرباتی مسئول علائمی هستند که جراحان مغز و نورولوژیستها آنرا ضربه مغزی می نامند . نشانگان ضربه مغزی ممکن است شامل سردرد ، تهوع ، گیجی ، مشکلات شناختی ، تغییر شخصیت ، افسردگی ، برانگیختگی ، و اختلالات احساسی و رفتاری باشد.
اصابت ضربه به سر در ورزش بوکس، امری اجتناب ناپذیر است . سازمان جراحی نورولوژی آمریکا 90% بوکسور ها را متحمل به آسیب مغزی گزارش می کند.
رایج بودن آسیب های سر در بوکسورها تعجب آور نیست، زیرا هنگامی که یک بوکسور ضربه مستقیمی را در ناحیه سر دریافت می کند معادل ضربه ای است که یک چکش 9 کیلو گرمی با سرعت 32 کیلومتر در ساعت ، بر جسم وارد می سازد. ضربه به سر می تواند سبب شکستگی استخوان های سر و صورت و آسیب بافتهای مغزی شود. این ضربات می توانند منجر به آسیب سطح مغز، پارگی شبکه عصبی، جراحات ، خونریزی و گاهی تولید لخته های بزرگ داخل مغز بشود . درجه آسیب مغزی بر بوکسورها بستگی به حرفه ای یا آماتور بودن آنها دارد.
80 درصدآسیب های مغزی خفیف اند. ضربه مغزی از جمله آسیب های خفیف مغزی است که به تشخیص دقیق و درمان مناسب نیاز دارد و گرنه موجب عوارض طولانی مدت خواهد شد.
توافق کلی در خصوص تعریف استاندارد ضربه مغزی در دست نیست. اما یک تعریف رایج قابل قبول عبارتست از " فرایند پاتولولوژیک پیچیده که بوسیله نیروی بیومکانیکی ناشی از تراوما ایجاد شده ، که مغز را تحت تاثیر قرار می دهد". کلی و روزنبرگ مشکلات حافظه و توجه را صرفنظر از اینکه ورزشکاران هوشیاری خود را از دست داده یا نه، بعنوان عوارض حاد بوجود آمده در ورزشکارانی که دچار ضربه مغزی شده بودند، گزارش کرده اند.
تشنجهای ناشی از ضربه مغزی
درورزش های پر برخورد تشنج ناشی از ضربه مغزی چندان رایج نیست، اما رابطه ای معناداری با آسیب های خفیف سر وجود دارد. معمولا این نوع تشنج ها در ظرف دو ثانیه پس از برخورد فیزیکی رخ داده، ولی با آسیب ساختمان مغز همراه نیستند . سرنوشت آن بستگی به علت آسیب ، موضع آن ، وشدت و دامنه نورولوژیک آن دارد. فقدان آسیب ساختمانی یا ضایعه عصبی -روانی طولانی مدت ، نشان از طبیعت خوش خیم بودن آنها دارد. به جز ورزش بوکس ، هیچگونه شواهدی مبنی بر خطرات دراز مدت ضربه های متوالی مغزی در دست نیست. ورزش بوکس وضعیت منحصر به فردی دارد، زیرا ضربه های مکرر و تشدید ضایعات، خطر های عصبی زیادی را در بر دارد.
آسیب مغزی بوکس در شرایط ذیل رخ می دهد:
الف- حرکت چرخشی مغز بدلیل وارد شدن نیرو (شتاب) چرخشی توسط زخمهای ناشی از کشیده شدن وریدها و آسیب آکسونی پراکنده که بوسیله تخریب مسیرهای بلند عصبی در جسم سفید و ساقه مغز ایجاد شده و منجر به خونریزی زیر سخت شامه ای می گردد.
ب-نیروی خطی وارد بر سر که منجر به خونریزی یا خون مردگی خفیف نواحی پاراساجیتال کورتکس مغز ،آسیبهای ایسکمیک مخچه و تخریب آکسونی ساقه مغز می شود.
ج-صدمه به کاروتید و وارد آوردن فشار به سینوس کاروتید که خود می تواند منجر به ایسکمی در مغز شود.
د-ایجاد شتاب در سر بدلیل افتادن روی طنابها ی رینگ و یا حریف که منجر به صدماتی در نقطه مقابل سطوح دربرگیرنده لوبهای پیشین و گیجگاهی و همچنین خونریزیها و خون مردگیهای خفیف می شود.
شرایطی که منجر به آسیب مغزی در بوکس می شوند
نتیجه گیری: به طور کلی پیشینه های علمی پیرامون بوکس حرفه ای بر این امر دلالت می کند که خطرات جدی در زمینه آسیب مغزی وجود دارد، اما مطالعات مربوط به بوکس آماتور چنین قطعیتی را نشان نمی دهد و در این خصوص نیاز به مطالعه های بیشتری می رود.
http://www.sahand272.blogfa.com/
http://www.rs272.parsiblog.com/
WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI
جمعه 8 خرداد 1388
جلوگیری ازصدمات موج انفجاردرجنگ
نویسنده : دکتر عبدالحمید حسین نیا متخصص گوش، حلق و بینی
تنظیم : دکتر رحمت سخنی
از طریق به کار بردن عوامل ایمنی می توان خطر موقعیت رزمنده را در برابر موج انفجار چه از وضع شلیک سلا ح های سبک و سنگین و چه در برابر موج انفجار ناشی از گلوله های دشمن تقلیل داد و این از طریق کاربرد محافظ شنوایی یا به شکل توپی (Earplug) یا به شکل گوش بند (Earmuff) امکان پذیر است.
از میان توپی های گوش توپی موسوم به غیر طولی (earplug Nonlinear) بیشتر در عملیات نظامی و جبهه های نبرد به کار می رود که دارای منافذ کوچک است و گوش را از شدت صداهای انفجار محافظت می کند در عین حال صداهای با شدت پایین مانند صداهای تکلم را از خود عبور می دهد.
گفته می شود که این نوع توپی گوش را از صداهای انفجاری که از سلا ح های کوچک ایجاد می شود و فرکانس بالا تری دارد بهتر محافظت می نماید ولی در صداهای انفجاری با فرکانس پایین مانند آن چه که در انفجارهای ناشی از بمباران ها بوجود می آید اثر محافظتی کمتری دارد تمام انواع توپی ها را می توان با قالب گیری از مواد مومی وسیلیکون در مجرای گوش به طور مناسب جاسازی نمود.
گوش بند شامل دو عدد کلا هک می باشد که روی گوش را می پوشاند یک بست نرم با سطوح نامنظم که روی لا له گوش را کیپ می گیرد و یا انباره شامل موادی که از تشدید ایست امواج صوتی در درون گوش ممانعت می کند و یک فنر که گوش بند را در دو طرف سر ثابت می نماید.
بعضی از سیستم های محافظ شنوایی به صورت کلا هک هایی درون کلا ه خودهای مخصوصی تعبیه شده اند. این کلا ه خودها در حقیقت در برابر برخورد تصادفات وارده به جمجمه ضربه گیر است مانند کلا ه خود (4 - SPS) برای خلبان هلیکوپتر و هواپیما و کلا ه خود DH132 برای سرنشینان تانک.
سخن آخر حفاظت سربازان و افراد کادر نظامی که مبتلا به بیماری گوش می باشند از حوادث صوتی و تیراندازی است برای افرادی که کم شنوایی انتقالی دارند خود عارضه به مثابه یک عامل محافظ شنوایی در جهت تقلیل شدت صدا عمل می کند.
البته آنهایی که پرفوراسیون وسیع پرده صماخ دارند و صندوق صماخ کاملا آکار بوده گوش داخلی در معرض صمات صوتی قرار می گیرند از این قاعده مستثنی هستند. تاکید ما روی افرادی است که زمینه کم شنوایی حسی عصبی دارند یا در برابر حوادث قبلی ضربه صوتی آثاری از صدمات را در گوش نشان می دهند از اعزام چنین افراد به تمرینات تیراندازی و مناطق رزمی به طور جدی باید اجتناب کرد
http://www.sahand272.blogfa.com/
http://www.rs272.parsiblog.com/
WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI
چهارشنبه 6 خرداد 1388

آسم كابوس ورزشکاران حرفه ای
نوشته :دکتروحید ضیائی
تنظیم :دکتر رحمت سخنی
آسم انسداد متغیر و برگشتپذیر راههای هوایی است که با التهاب و افزایش واکنش راههای هوایی در مقابل محرکها همراه میشود. یکی از چهرههای بالینی این بیماری، آسم ایجاد شده بهدنبال فعالیت فیزیکی و ورزش میباشد.
آسم ناشی از ورزش یکی از شایعترین مشکلات طبی در ورزشکاران است و بسیاری از ورزشکاران حرفهای موفق، مبتلا به آسم یا آسم ورزشی بودهاند و مطالعات نشان داده نسبت موفقیت آنها کمتر از افراد غیرمبتلا نمیباشد. از طرف دیگر درصد قابل توجهی از ورزشکاران بدون هیچگونه سابقهای از بیماری آسم، در حین فعالیت ورزشی دچار علائم تنفسی شبیه به بیماران آسمی میگردند. از آنجا که این اختلال منحصر به مبتلایان آسم نیست و در قسمتی از افراد طبیعی هم مشاهده میگردد، بسیاری از پزشکان استفاده از واژة برونکواسپاسم ناشی از ورزش را مناسبتر میدانند.
بهطور کلی از لحاظ بالینی در 90-50% بیماران مبتلا به آسم، آسم ورزشی دیده میشود. ازطرف دیگر 10 تا 20 درصد بیمارانی که آسم ورزشی ثابت شده داشتهاند، هیچگونه سابقهای از بیماری آسم نمیدهند. این شیوع درجمعیت عادی کمتر از افراد ورزشکار میباشد. شیوع آسم ورزشی در سایر بیماریهای آلرژیک بیش از جمعیت عادی میباشد.
عوامل مؤثر در بروز این بیماری کنترل مناسب آسم، عوامل محیطی مانند آب و هوای سرد، رطوبت کم و استنشاق هوای خشک، ذرات معلق و آلایندههای هوا (از جمله SO2، NO2 و ازون) میباشد. همچنین عوامل روحی مانند خستگی، بیشتمرینی (Overtraining) و استرسهای هیجانی نیز زمینهساز بروز بیماری میشود. از فاکتورهای دخیل دیگر نوع ورزش، شدت و مدت ورزش میباشد. ورزشهای هوازی مستمر و طولانی که نیازمند تنفس عمیق و سریع هستند، مانند دو و میدانی، اسکی صحرانوردی و دوچرخهسواری جزو ورزشهای ایجادکننده برونکواسپاسم میباشند و فعالیتهای بیهوازی متناوب کمتر باعث ایجاد حملات میگردند. همچنین هر چه شدت و مدت ورزش بیشتر باشد، برونکواسپاسم حاصله نیز وخیمتر خواهد بود.
علائم و سیر بالینی
سرفه شایعترین علامت مبتلایان است. خسخس سینه، تنفس کوتاه و منقطع، درد و احساس ناراحتی قفسه سینه به هنگام ورزش یا پس از آن و نیز عملکرد ضعیفتر نسبت به زمان تمرین از سایر علائم شایع بیماری هستند که با گذشت 8-6 دقیقه از شروع ورزش و گاهی پس از توقف آن ایجاد میشوند. از علائم ناشایع آسم ناشی از ورزش، تهوع، درد پهلو، سردرد، ضعف عمومی، احساس ناآماده بودن، فقدان انرژی (به ویژه در کودکان)، خستگی زودرس و سینه صاف کردنهای مکرر، کرامپهای شکمی، درد یا ناراحتی قفسة سینه، کرامپ عضلانی به دنبال ورزش یا احساس عدم آمادگی میباشد. کودکان خردسال ممکن است از درد معده شاکی باشند یا از شرکت در بازی شدید امتناع نمایند.
چگونه تشخیص دهیم ؟
درهر فردی که به دنبال ورزش و فعالیت دچار خسخس سینه، تنگی نفس و یا سرفه میشود، باید به فکر آسم ناشی از ورزش بود. اما در مواقعی که فرد دارای تظاهرات مبهم میباشد، تشخیص قطعی بیماری، با انجام تست عملکرد تنفسی (اسپیرومتری) قبل و بعد از یک فعالیت ورزشی انجام میشود.
چگونه پیشگیری کنیم ؟
پیشگیری از آسم ناشی از ورزش شامل دوبخش غیردارویی و دارویی میباشد.
پیشگیری غیردارویی
1) اجتناب از انجام ورزش، در صورت وجود نشانهها قبل از شروع فعالیت ورزشی
2) انتخاب ورزش مناسب با کمترین احتمال ظهور حملات آسم.
3) اصلاح برنامة ورزشی (تغییر در نوع، شدت و مدت ورزش)
4) گرم کردن به میزان کافی و القاء دوره مقاومت چند دقیقه قبل از شروع فعالیت ورزشی
5) سعی به تنفس با بینی
6) پرهیز از فعالیت ورزشی در شرایط جوی نامتعادل (مانند هوای کمتر از10 درجة سانتیگراد و با رطوبت کم) و در هنگام آلودگی هوا و وجود مواد محرک وآلرژن
7) پرهیز از فعالیت ورزشی در زمان ابتلا به عفونتهای تنفسی و کنترل مشکلات همراه نظیر رینیت آلرژیک
8) پرهیز از موادغذایی خاص (میگو، کرفس، بادام زمینی، سفیدة تخممرغ، بادام، موز و...)
9) استفاده از تجهیزات ورزشی مناسب (مانند ماسک مخصوص)
ب) پیشگیری دارویی
پیشگیری دارویی با استفاده از داروهای استنشاقی پیش از انجام فعالیت ورزشی صورت میپذیرد. برای این منظور بهترین داروها داروهای بتاآگونیست میباشد متناسب با مدت ورزش و فاصله باقیمانده تا شروع ورزش از داروهای طویلالاثر و یا سریعالاثر استفاده میشود. این داروها هم در درمان و هم جهت پیشگیری مؤثر هستند. از مزایای این داروها استفاده استنشاقی آنها است و استفادة خوراکی از آنها در فعالیتهای حرفهای ممنوع است.
داروهای سریعالاثر و کوتاهاثر مانند سالبوتامول را میتوان 15 دقیقه قبل از شروع فعالیت ورزشی استفاده نمود و در صورت بروز علائم نیز قابل استفاده میباشند. این داروها برای فعالیتهای ورزشی به مدت حدود دو ساعت اثر پیشگیرانه دارند، دسته دیگر داروها، داروهای سریعالاثر و طویلالاثر مانند سالمترول هستند. مدت اثر این دارو 12-10 ساعت میباشد. بنابراین در کسانی که زمان شروع فعالیت ورزشی آنان قابلپیشبینی نمیباشد و یا فعالیت ورزشی مداوم به مدت چند ساعت دارند، توصیه میشود. این داروها در کودکانی که در فعالیتهای روزانه خصوصاً در مدرسه فعالیت بدنی مداوم و نسبتاً طولانی دارند و همچنین ورزشکاران شرکتکننده در ورزشهای استقامتی، کاندیداهای خوبی برای دریافت این دارو میباشند. داروهای دیراثر و طویلالاثر مانند فورمترول بیشتر در ورزشکاران آسمی و کودکان مبتلا به آسم کاربرد داشته و باعث بهبود کیفیت زندگی و فعالیتهای ورزشی فرد میشود.
از داروهای مؤثر دیگر در پیشگیری از EIA کرومولین سدیم و ندوکرومیل (Nedocromil) میباشند که به صورت استنشاقی مصرف میشوند. این داروها بیشتر در افرادی توصیه میگردند که درحالت عادی علامتی از بیماری آسم ندارند.
در صورت رعایت اصول پیشگیری دارویی وغیردارویی و استفاده از ورزش مناسب، موفقیت پیشگیری از آسم حین ورزش 90% میباشد. در صورت عدم موفقیت دراین زمینه، باید دوز داروی مصرفی تعدیل شده و یا تشخیص آسم مجدداً مورد ارزیابی قرار گیرد
چه ورزشهایی توصیه میشوند؟
بعضی از ورزشها خطر بالاتری برای ایجاد علائم بیماری ایجاد مینمایند و بر این مبنا ورزشها به دو دسته تقسیم میشوند:
الف) ورزشهای آسموژنیک: این ورزشها شامل دوی استقامت، دوچرخهسواری، بسکتبال، فوتبال آمریکایی، راگبی، هاکی روی یخ، اسکیت روی یخ و اسکی میباشند
ب) ورزشهایی که با خطر کمتر بروز آسم همراه هستند شامل شنا، شیرجه، دوی سرعت، بوکس، کاراته، تنیس، هندبال، راکت بال، ژیمناستیک، گلف، فوتبال، بیسبال، کشتی و واترپلو میباشند.
ورزشهای آبی عموماً کمتر آسموژنیک هستند که شاید علت آن استنشاق هوای مرطوب باشد که باعث تحریک کمتر مجاری هوایی فرد مستعد میشود. با اینحال کلر استخرها ممکن است به شکل یک محرک شیمیایی برای ایجاد برونکواسپاسم در افراد حساس عمل کند، هر چند که میزان کلرین استخر در محدودة استاندارد بیخطر برای شنای تفریحی باشد
ورزش و کنترل آسم
کاهش فعالیت فیزیکی در بیماران آسمی (خصوصاً کودکان) شاخص مهم در پیشبینی سیر وخامت بیماری میباشد. از طرف دیگر غلبه بر علائم آسم حین ورزش یک ضرورت برای موفقیت در درمان آسم میباشد. به عبارت دیگر اگر بخواهیم میزان موفقیت درکنترل حملات آسم را بالا ببریم، باید بتوانیم نظر بیمار را برای شرکت وی در فعالیتهای ورزشی ترغیب نماییم. ورزش هم از طریق ایجاد هماهنگی بین سیستم قلبی عروقی و سیستم حرکتی و هم از طریق رفع اختلالات روانی و ایجاد حس اعتماد به نفس در بیمار باعث کنترل و کاهش حملات آسم خواهد شد. در ضمن فرد بیمار با کسب تجربه موفق در کنترل علائم حین ورزش، نسبت به کنترل بیماری آسم خود نیز امیدوارتر خواهد شد. هر چه شدت بیماری آسم بیشتر باشد، تأثیر ورزش در کنترل آن زیادتر خواهد بود و در بیماران با آسم خفیف تأثیر فعالیت ورزشی در کنترل بیماری در حد افراد سالم میباشد.
http://www.sahand272.blogfa.com/
http://www.rs272.parsiblog.com/
WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI
چهارشنبه 30 اردیبهشت 1388

کاربرد روانشناسی در طب نظامی
دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) اورمیه
روانشناسی در حوزه نظامی به مسائلی از این قبیل میپردازد که چگونه میتوان به گزینش نیروهای نظامی دست زد، بطوری که عملکرد این نیروها با اهداف واحد نظامی همخوانی داشته باشد.
چگونه میتوان نیروها را فعال و نیرومند نگه داشت و از تأثیرات عوامل مخرب دور نگه داشت و فعالیتهای آنها را در راستای اهداف مورد نظر تنظیم کرد؟
چگونه میتوان قوانین و مقررات را به اجرا گذاشت؟ کدام نوع قوانین تغییر رفتار را میتوان به کار بست؟
چه نوع شخصیتهایی مناسب محیطهای نظامی هستند و برای هر پستی مورد نیاز است؟
در مواقع بحران ، چه شرایط و چه موقعیتهایی را برای کاهش اثرات استرس باید پیاده کرد؟
با مسألهای با عنوان اسارت چه برخوردی میتوان داشت؟
چگونه میتوان به کشف برخی حقایق نائل شد؟
اینها موضوعاتی هستند که در حیطه روانشناسی نظامی مطرح هستند و در کل هدف بررسی و اعمال روشهایی است که رسیدن به اهداف اساسی نظام را میسر میسازد. در واقع روانشناسی نظامی سهولت اجرای تغییرات و روشهای مورد نظر را فراهم میسازد.
در حیطه روانشناسی ، ارتباط بسیار نزدیکی بین روانشناسی نظامی و سایر حوزهها وجود دارد. هر چند این ارتباط بین روانشناسی نظامی و برخی حوزهها بسیار عمیقتر مینماید، اما این حوزه با اکثر حوزهها رابطه نزدیک دارد هر چند این ارتباط گاه بسیار غیر مستقیم به نظر میرسد. روانشناسی نظامی با روانشناسی اجتماعی ، روانشناسی سازمانی ، روانشناسی مدیریت ، روانشناسی قانونی ، روانشناسی جسمانی ، روانشناسی شخصیت ، روانشناسی رفتارگرا ، روانشناسی شناختی ، ارتباطات نزدیک دارد.
از یافتههای سایر حوزههای روانشناسی مثل روانشناسی تجربی ، روانشناسی فیزیولوژیک ، روانشناسی احساس و ادراک ، روانشناسی انگیزش و هیجان ، تفاوتهای فردی و ... نیز استفادههای شایان توجهی میشود. روانشناسی تربیتی ، روانشناسی کودکان استثنایی و یافتههای آنها ارتباط بسیار ناچیزی با روانشناسی نظامی دارند. در سایر حوزههای علمی روانشناسی با شاخههای مختلف علوم اجتماعی ، علوم سیاسی ، علوم زیستی و پزشکی پیوند نزدیک دارد. از سوی دیگر روانشناسی نظامی ارتباط بسیار نزدیک با سیاستها و خط مشیهای یک کشور دارد. و در واقع به عنوان وسیلهای برای اجرای بهتر اهداف مورد نظر بکار میبرد.
روشهای مورد استفاده در روانشناسی نظامی عمدتا همان روشهای مورد استفاده در سایر حوزههای روانشناسی است. در این شاخه با توجه به هدف مورد نظر از روشهای مختلف گردآوری اطلاعات شامل مشاهده ، مصاحبه ، پرسشنامه ، نگرش سنجها و در موارد لزوم از آزمایشات نیمه تجربی استفاده می شود. در واقع روانشناسی نظامی عمدتا کاربرد یافتههای روانشناسی و سایر حوزههاست که با یافتههای تحقیقات مختص واحدهای نظامی ترکیب مییابد و نتایجی را منتشر میکند که به حصول اهداف واحدهای نظامی کمک میکند. گاه در حیطه روانشناسی نظامی از انواع ابزارها و آزمونها نیز استفاده میشود. این آزمونها در پاسخ سؤالات مختلف مورد استفاده قرار میگیرند مثل انواع آزمونهای هوش و شخصیت برای گزینش افراد یا انتخاب در پستهای حساس.
http://sahand2727.parsiblog.com/
http://daneshnameh.roshd.ir
http://www.sahand272.blogfa.com/
http://www.rs272.parsiblog.com/
WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI
جمعه 25 اردیبهشت 1388
رابطه افزایش تصادفات با اعتیادرانندگان
سید عباس متولیان: گروه اپیدمیولوژی و آمار زیستی، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی تهران
محمدرضا جهانی: دانشیار دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله (عج)- رئیس بهداری آل نیروی انتظامی
محمود محمودی: استاد گروه اپیدمیولوژی و آمار زیستی ، دانشکده بهداشت، دانشگاه علوم پزشکی تهران
دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه: ویراستار
اپیوئیدها (شامل تریاک، مورفین، هروئین، کدئین، و نظایر آ نها) ضعیف کننده سیستم اعصاب مرکزی هستند و جز گروه داروهایی قرار دارند که در صورت مصرف باید از رانندگی اجتناب شود. با توجه به وجود بیش از سه میلیون نفر مصرف کننده اپیوئید و میزان بالای مرگ و میر و آسیبهای ناشی از حوادث رانندگی در ایران، این سوال اساسی مطرح می شود که چه میزان از حوادث رانندگی را می توان به مصرف موادمخدر نسبت داد؟ در سال 1380، یک پیمایش کنار جاده ای انجام شد که در آن 1168نفر راننده وسایل نقلیه سنگین (اتوبوس، کامیون و تریلر) به روش غیراحتمالی سهمیه ای از 51 پاسگاه پلیس راه نقاط مختلف کشور شدند. مصاحبه با رانندگان و تکمیل پرسش نامه توسط پزشک انجام شده، سپس نمونه ادرار از آنان اخذ می گردید. نمونه ادرار در محل پاسگاه با روش لاتکس از نظر وجود مورفین آزمایش میشد و نمونه های مثبت روش لاتکس برای انجام آزمایش به روش کروماتوگرافی لایه نازک (TLC) به آزمایشگاه مرکزی منتقل می گردید. نتایج مطالعه نشان داد که 168 نفر (14/4 درصد با حدود اطمینان 95 درصد:12/4%تا 16/4%)از این رانندگان تست مورفین ادرار مثبت داشته اند. در کل رانندگان 218 نفر (18/7%)یک بار، 19 نفر (1/6%) دو بار یا بیشتر سابقه تصادف شدید (منجر به جرح یا فوت یا خسارت بیش از 2 میلیون ریال) داشتند و در افرادی که تست مورفین آنها مثبت شده بود این اعداد به ترتیب 38 نفر (22/6%) و 5 نفر (3/0%) بود، به این ترتیب ارتباط معنی داری بین مثبت شدن تست مورفین ادرار و سابقه تصادف شدید مشاهده شد (p<0/05) ارتباط مشاهده شده با وارد کردن سایر مخدوش کننده های احتمالی (سابقه رانندگی، مسافت رانندگی در سال گذشته، سن و وضعیت سلامت فرد) در مدل رگرسیون لجستیک غیرمعن یدار شد. با توجه به اهمیت موضوع و عدم کفا یت طرح مقطعی برا ی نشا ن دادن رابطه علت و معلولی، ضرورت دارد که وجود ا ین ارتباط با انجام مطالعات ی با رو شهای دقیق تر مانند طرح case-crossover بررسی گردد . با توجه به شیوع بالای سوء مصرف اپیوئیدها، که تنها یک گروه از داروهای غیرمجاز در حین رانندگی هستند، رانندگی تحت تاثیر داروها در کشور ما یک مشکل عمده محسوب می شود و برنامه ریزی مناسبی برای کنترل آن مورد نیاز است . در این زمینه وضع یک قانون خاص برای داد ن اختیار به پلیس برای اخذ نمونه بیولوژیک از رانندگان مشکوک به سوء مصرف مواد ضروری به نظر میرسد.
http://www.sahand272.blogfa.com/
http://www.rs272.parsiblog.com/
WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI
چهارشنبه 23 اردیبهشت 1388
حوداث هوائی جهان به روایت تصویر
انتخاب : دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه
http://www.rs272.com
www.darkroastedblend.com
http://www.sahand272.blogfa.com/
http://www.rs272.parsiblog.com/
WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI
سه شنبه 22 اردیبهشت 1388

سفرهای هوایی و خطرات آن
دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه
تابحال فکر کرده اید که چرا عده ای از سفر با هواپیما میترسند و برای این ترس خود دلیلی نیز دارند یا نه ؟ بی شک سفر با هواپیما کم خطرترین سفرهای دنیای فعلی ما میباشد ولی آیا این مسئله واقعا همیشه صحت دارد یا سفرهای هوائی خود دارای خطرات خودشان میباشد در مقاله زیر به تعدادی از این خطرات عمده و قابل تعمق اشاره میگردد :
http://www.sahand272.blogfa.com/
http://www.rs272.parsiblog.com/
WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI
سه شنبه 22 اردیبهشت 1388

دكتر محمد افخمی اردكانی- مركز تحقیقات دیابت یزد
ویراستاری مجدد:دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه
تشخیص دیابت در شما ممكن است سبب احساس گیجی و درهم شكستگیتان شده باشد. شما ممكن است برای تمركز روی یادگیری همه چیزهایی كه باید برای پیروی از برنامه مراقبت دیابت خود انجام دهید دچار مشكل شوید. شاید فكر كنید: ”چگونه قادر خواهم بود رژیم غذایی را رعایت كنم؟“، ”من نمیتوانم به خودم تزریق كنم!“، ”من هر وقت خون میبینم غش میكنم بنابراین نمیتوانم تست خون انجام دهم!“، ”دیابت چه بر سر من خواهد آورد؟“ و ...
تمامی این موارد توسط افرادی گفته شده كه اكنون با وجود دیابت با موفقیت زندگی میكنند. چگونه؟ به وسیله اختصاص دادن زمان لازم و یادگیری روزانه مطالب ضروری. هر چه بیشتر در مورد دیابت و برنامه مراقبت از خود بدانید، ترس شما كاهش خواهد یافت.
برخی افراد باور ندارند كه دچار دیابت شدهاند، بنابراین در نظر نمیگیرند چرا به پیگیری برنامه مراقبت دیابت نیاز دارند. برخی دیگر پذیرفتهاند كه دیابت دارند ولی هنوز برنامه مراقبت خود را پیگیری نمیكنند.
موارد زیر، برخی شكلهای مختلف انكار میباشند. ممكن است برای غلبه بر آنها زمان لازم باشد اما هر چه زودتر تشخیص خود را بپذیرید و یادگیری در مورد دیابت را شروع كنید، تحت برنامه مراقبت از خود، زودتر به سلامتی و استقلال دست خواهید یافت.
- اغلب افرادی كه دیابت آنها تشخیص داده میشود، دچار خشم میشوند. كاملاً طبیعی است كه در آن لحظه چنین احساسی داشته باشید اما با خشمگین باقی ماندن در تمام زمانها كمكی به خود نخواهید كرد. سعی كنید با اعضای خانواده، دوستان و یا سایر افراد دیابتی درباره دیابت صحبت كنید تا این احساس از بین برود، شما با انجام كارهای داوطلبانه یا كمك به انجمنهایی كه در رابطه با دیابت فعالیت دارند، میتوانید انرژی را كه صرف خشم میكنید به سوی امور مثبت سوق دهید.
- ممكن است احساس گناه كنید زیرا میپندارید كارهایی انجام دادهاید كه سبب دیابت شده است. آیا دلیل ابتلا، چیزهای شیرینی بوده است كه خوردید؟ آیا پرخوری كردهاید؟ آیا شما به خاطر كار بدی مجازات میشوید؟ و ...
اما پاسخ این است: ”خیر!“. هیچ كدام از این موارد سبب دیابت نشده است. اگر شما احساس میكنید دیابت مجازات عمل نادرست شما است، پس تقریباً همه باید دیابت داشته باشند!
- ممكن است یك دیابتی بعد از تشخیص، دچار افسردگی شود. این پدیده میتواند مشكل جدی برای افراد دیابتی باشد. علایم افسردگی عبارتند از: ”احساس ناامیدی یا درماندگی، تنهایی، كاهش اعتماد به نفس، خستگی و تحریك پذیری و تغییر الگوی خواب یا عادات غذایی.“ اگر شما دچار هر كدام از این علایم هستید از پزشك یا آموزش دهنده دیابت كمك بگیرید. آنها میتوانند شما را به مشاور متخصص ارجاع دهند.
- بسیاری از افراد دیابتی غمگین میشوند. طبیعی است چون میپندارند با تشخیص دیابت، سلامتی خود را از دست دادهاند. بروز عوارض نیز ایشان را غمگینتر میكند. اما با گذشت زمان و حمایت خانواده و مراقبان بهداشت، گفتگو با راهنمایان مورد اعتماد و دوستان، قادرید اندوه خود را برطرف كنید.
یكی از مشكلترین مواردی كه شما باید با آن رو به رو شوید این است كه حتی اگر برنامه مراقبت دیابت را طبق دستورات پیگیری كنید، شاید به كنترل كاملی نرسید. زیرا ممكن است فكر كنید اگر تضمینی وجود ندارد كه پیگیری رژیم برای همیشه شما را سالم نگه دارد. پس چرا به خود دردسر بدهید؟ پاسخ این است: تلاش برای كنترل خوب، هم از نظر روانی و هم از نظر جسمی، احساس خوبی به شما میدهد. زمانی كه بدانید هر كاری كه میتواند سبب سالم ماندن شما شود انجام میدهید، احساس بهتری خواهید داشت. تنها راه كاهش خطر عوارض، كنترل خوب دیابت شما میباشد.
- آیا معتقدید كه مهار دیابت، یك تلاش روزانه است كه نیاز به قدرت، انرژی و توجه شما و حمایت دوستان و اقوامتان دارد؟ اگر این گونه است شما احتمالاً به خوبی با دیابت سازگار شدهاید یعنی متوجه شدهاید كه دیابت، وضعیتی جدی است اما در مورد برنامه درمانی خود نیز خوشبین هستید. شما باید مسئول مراقبت از خود، پیگیری رژیمتان و یادگیری هر چه بیشتر در مورد دیابت باشید. شما به تیم بهداشتی- درمانی خود اعتماد كرده و در تصمیم گیری برای برنامه مراقبت دیابت مشاركت میكنید. بنابراین، رفتار شما مثبت میباشد.
- اگر فكر كنید دیابت شرایط جدی نیست یا این كه پیگیری برنامه مراقبت شما محال است، یا درمان شما نتیجه ندارد، شما با دیابت سازگاری ندارید. ممكن است فكر كنید این پزشك شما است كه مسئول سلامتی شما میباشد، یا این كه شما نمیتوانید نحوه زندگی خود را تغییر دهید تا با رژیمهای دیابت متناسب شود یا فرصت ویزیتهای پزشكی را ندارید یا نمیتوانید روی حمایت اقوام و دوستان حساب كنید. تمام این پاسخها، نشانه ضعف سازگاری هستند.
اگر احساس میكنید به خوبی با دیابت سازگاری ندارید، از خود چرایی آن را بپرسید؟ آیا فكر میكنید به اندازه كافی قوی و زیرك نیستید یا این كه به اندازه كافی آموزش ندیدهاید تا مسئول مراقبت از خود باشید؟ آیا میترسید از عهده مهار عوارض دیابت بر نیایید؟
اولین گام شما، جستجوی مراقبان بهداشتی است كه بتوانید به آنها اعتماد كنید و مانند یك عضو تیم باشید. این كار باعث تشویق شما میشود كه در یك برنامه مراقبت از خود سهیم باشید اگر چه تصمیم این كار هم به خودی خود با ارزش است. اگر تیم بهداشتی كارت عضویت برای شما صادر كردند حتماً آن را همراه داشته باشید زیرا در موقعیتهای اورژانسی ممكن است قادر به صحبت كردن نباشید و این كارت به اطرافیان شما برای عملكرد بهتر، كمك میكند.
به طور كلی یك فرد مبتلا به دیابت میتواند یك زندگی طبیعی، سالم و طولانی داشته باشد كه مراقبت از خود و یادگیری در مورد دیابت، احتمال دستیابی به آن را فراهم میكند. پزشك شما و سایر اعضای تیم بهداشتی (شامل متخصص دیابت، متخصص تغذیه، پرستار و متخصصان سایر موارد مربوط به دیابت) شما را راهنمایی میكنند تا مراقب خود باشید و به بهترین شكل ممكن، زندگی كنید. مهم است بدانید مراقبان بهداشت شما چه چیزهایی را باید فراهم كنند تا به اهداف درمانی دست یابید.
حقوق شما
تیم مراقبت بهداشتی لازم است موارد زیر را برای شما فراهم كنند:
· ارائه آموزشهای لازم در مورد دیابت
· طرح ریزی یك برنامه درمانی و اهداف مراقبت از خود
· بررسی منظم سطوح قند خون (گلوكز خون) و شرایط جسمی شما
· درمان مسائل خاص و موارد اورژانس
· تداوم آموزش برای شما و خانوادهتان
· ارائه اطلاعات در مورد حمایتهای اجتماعی و اقتصادی در دسترس
وظیفه شما نیز این است كه توصیههای ذكر شده را وارد زندگی روزانه خود كنید و دیابت خود را به صورت روزانه كنترل نمایید.
http://www.sahand27212.parsiblog.com/
http://www.sahand272.blogfa.com/
http://www.rs272.parsiblog.com/
WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI
یکشنبه 20 اردیبهشت 1388

سخت ترین کارهای دنیا کارپزشکان و پرستاران اورژانسهاست
انتخاب : دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) اورمیه
به گزارش شبکه تلویزیونی سی ان ان: براساس نتایج یک تحقیق پنج شغل بعنوان بدترین شغل در دنیا معرفی شدند که در میان انها فعالیت در اورژانس های درمانی به علت فشارهای شدید و حقوق پایین بدترین شغل محسوب می شود.
براساس این گزارش شغل ملوانان و دریانوردان در رتبه دوم شغل های بد قرار دارد که علت ان هم دوری ملوانان از خانواده هایشان در اکثر مواقع، فعالیت در میان اب های خطرناک و احتمال مواجهه ملوانان با دزدان دریایی است.
سی ان ان گفت رانندگی تاکسی به علت مواجهه با جرائم و فشارهای ناشی از ترافیک و فعالیت در گاوداری های به علت سحرخیزی بسیار زود و فعالیت بیش از حد در طول روز و هفته و همچنین حرفه چوب بری به علت دشواری، فعالیت در مکانهای خطرناک و حقوق پایین دیگر مشاغل بد در دنیا محسوب می شوند.
http://www.sahand272.blogfa.com/
http://www.rs272.parsiblog.com/
WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI
پنجشنبه 10 اردیبهشت 1388

سرطان پستان قاتل زنان ایرانی
نوشته : مدینه جاسمی کارشناس پرستاری و دانشجوی کارشناسی ارشد پرستاری مرکز آموزشی درمانی امام خمینی ( ره)ارومیه
ویراستار علمی : دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) اورمیه
سرطان پستان شایع ترین ، پرتلفات ترین و از نظر عاطفی و روانی تاثر انگیزترین سرطان در بین زنان ایرانی است این بیماری به علت رقم بالای مرگ و میر آن در سنینی که زنان اوج مسئولیت های خانوادگی و شغلی را به عهده دارند، باعث نگرانی زیادی در بین مردم شده است.
در سال 2002 حدود یک میلیون و صد و پنجاه هزار مورد جدید سرطان پستان در جهان گزارش شده است و5/1میلیون مورد جدید سرطان پستان در سال 2010 پیش بینی شده است. پری[1] بیان می کند که تقریباً از هر هشت زن یک نفر مبتلا به سرطان پستان می باشد در طول 4 دهه اخیر افزایش میزان بروز سرطان پستان ، آن را در زمره ی بیشترین بدخیمی در میان زنان ایرانی قرار داده است. از ژانویه 1998 تا دسامبر 2005 میزان بروز سرطان پستان در زنان ایرانی ، 22 در هر 100000زن بود که محدوده سنی 85-15سال را در بر می گرفت و بیشترین شیوع در محدوده سنی 49-40 سال قرار داشت. از این تعداد 18 درصد موارد ،stage1 ،57 درصد موارد ، stage 2و 25 درصد موارد ، stage 3 را تشکیل می دادند. طبق آمار ، سرطان پستان شایع ترین سرطان در میان زنان ایرانی در بین 28 استان کشور، سرطان پستان در آذربایجان شرقی با شیوع 5/29 درصد در مقایسه با سایر سرطان های شایع ، در رتبه هفتم و نسبت به استان های شمال غرب کشور رتبه ی نخست را به خود اختصاص داده است
ابتلا به سرطان پستان در زنان به دلیل تحت تاثیر قرار دادن ابعاد مختلف کیفیت زندگی از جمله سلامت جسمی ، روحی و رفاه اجتماعی اهمیت خاص می یابد کیفیت زندگی ، احساس خوب بودن و رضایت و عدم رضایت نسبت به جنبه های مهمی از زندگی افراد می باشد و یک ساختار چند بعدی است که به عنوان ابزاری جهت بررسی و اندازه گیری شرایط سلامتی در حیطه های مختلف زندگی از جمله سلامت روحی و جسمی بکار می رود
بررسی کیفیت زندگی در مطالعات سلامتی از این لحاظ حایز اهمیت است که به ما در تعیین وضعیت زندگی و خطر بیماری ها برکیفیت زندگی کمک می کند و می تواند نکات مبهم فراوانی را روشن سازد. از دهه 1970 توجه به مفهوم كیفیت زندگی بیش از پیش گردیده است از دلایل افزایش توجه به مفهوم كیفیت زندگی در عصر جدید ، تاكید بیشتر بر كیفیت زندگی در برابر كمیت زندگی و افزایش سرسام آور هزینه های مراقبت بهداشتی بیان شده استبا توجه به اینکه بررسی کیفیت زندگی برای عملکرد بالینی مفید می باشد ، لازم است که متخصصین در این زمینه اطلاعاتی داشته باشند . افرادی که از بیماری ها رنج می برند علاوه بر ناتوانی های جسمانی، دچار عوارض روانی این شرایط محدود کننده نیز می گردند. لذا تنها اندازه گیری سلامت جسمانی این بیماران کافی نیست، بلکه کیفیت زندگی مفهومی فراتر از سلامت جسمانی است و لازم است به عنوان یکی از پیامدهای مهم به صورت مستقل سنجیده شود كیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان پستان با عوامل زیادی از جمله نوع درمان ارتباط دارد و بنا به برنامه های کنترل سرطان سازمان جهانی بهداشت(who )، بررسی وسعت مشکلات سرطان پستان یکی از گام های اولیه است
کادر درمانی باید از اثرات بیماری ها بر زندگی افراد آگاهی داشته باشند.کیفیت زندگی بیماران به عنوان نشانه کیفیت مراقبت های بهداشتی و به عنوان بخشی از برنامه های کنترل بیماری محسوب میگردد. با بررسی کیفیت زندگی بیماران و شناسائی اثرات بیماری بر ابعاد مختلف زندگی آنان می توان روش های درمانی مناسب را به کار برد و نتایج درمانی را در مدت زمان کوتاهی ارزشیابی کرد و با احاطه ی کافی بر وضعیت زندگی بیماران سرطانی در بهبود آن کوشید( باقری وهمکاران ،1383). همچنین از نتایج حاصل از اندازه گیری كیفیت زندگی بیماران می توان برای بررسی ناتوانی گروه ها و جمعیت های متفاوت بهبود یافته از سرطان، بررسی كیفیت مراقبت های ارائه شده، مقایسه مزایا و معایب درمان ها، غربالگری افراد در معرض خطر مشكلات روحی ، روانی ، اجتماعی و پیگیری بهبود یافتگان و بازماندگان سرطان استفاده كرد. شناخت كیفیت زندگی و عوامل مرتبط با آن به پرستاران كمك می كند تا فعالیت های خود را در جهت ارتقای سطح سلامت و بهبود كیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان سازماندهی نمایند. پرستاران با شناسایی ابعاد مختلف زندگی افراد مبتلا، نه تنها در جهت تعدیل این مشکلات می کوشند، بلکه با ارایه مشكلات به سازمان های ذی ربط اجتماعی و خانواده بیماران، می توانند همكاری لازم را در جهت بهبود كیفیت زندگی جلب نمایند در نهایت اینکه ارزیابی کیفیت زندگی اطلاعات با ارزشی را دراختیار پرستاران قرار می دهد و موجب غنای مداخلات بهداشتی درمانی و بهبود کیفیت خدمات پرستاری خواهد شد
یکی از نقش های اساسی پرستاران فراهم نمودن حمایت استبرخورداری از حمایت انسان را در مقابله با اندوه توانمند می سازد . مطالعات مختلف نشان داده اند که حمایت می تواند فرد را از مرگ زودرس حفاظت کرده و به بهبودی بیماران کمک نماید حمایت یکی از مراقبت های مهم در زنان مبتلا به سرطان پستان می باشد. در واقع حمایت میزان بقا زنان مبتلا به سرطان را تحت تاثیر قرار می دهد و شامل حمایت اجتماعی، عاطفی اطلاعاتی و ابزاری یا فیزیکی(مراقبت مستقیم و غیر مستقیم ) می باشد. عواملی نظیر ارتقا اطلاعات ، آگاهی و افزایش حمایت باعث بهبود وضعیت جسمانی ، کاهش اضطراب ، بهبود سازگاری و رفتار های تطابقی بیماران می شود که خود می تواند سبب ارتقا کیفیت زندگی گردد. پرستاران با دارا بودن اطلاعات در سطح بالا در ارتباط با سرطان پستان و همچنین برخورداری از امتیاز توانایی برقراری ارتباط نزدیک با این قبیل بیماران افراد مناسبی جهت ارایه حمایت ها می باشند . پرستاران نقش اصلی خود را به عنوان حمایت کننده در فراهم نمودن اطلاعات و اطمینان بخشی به ادامه مراقبت ها و ایجاد راحتی برای زنان دا ر ند
پرستاران معمولاً به عنوان یکی از منابع اصلی حمایت ها برای بیماران و خانواده ها در طول بیماری و استرس هستند و مشخص شده است که فراهم نمودن اطلاعات برای زنان مبتلا به سرطان پستان از مهمترین نقش های پرستار است و یکی از راه های اصلی حمایت است. در حالی که در مورد حمایت های عاطفی و اجتماعی، اغلب پرستاران بیان کرده اند که وقت و مهارت کافی ندارند مطالعات نشان داده اند که پزشکان علاقه کمتری به درگیر شدن در برنامه های حمایتی نشان داده و پرستاران بالاترین میزان مشارکت را در مقایسه با سایر حرفه ها داشته اند. ولی این برنامه ها به صورت رسمی و قابل ارزیابی انجام نمی گیرد.
بیماران به تیم درمان به چشم منابع بالقوه حمایتی می نگرند در این مورد پزشکان اغلب به وضعیت جسمی بیمار توجه دارند. اما وضیت روحی نیز به همان میزان با اهمیت است و مراقبت های حمایتی پرستاران می تواند مزایای مختلفی برای بیماران داشته باشد. متاسفانه تحقیقات کمی در باره ی مراقبت های حمایتی پرستاران و تاثیرات آن صورت گرفته است
شناخت مددجویانی که خدمات پرستاری را دریافت می کنند و نیز آگاهی یافتن از نیاز های آنان از اهمیت زیادی برخوردار است و چون در نظام خدمات بهداشتی درمانی ، بیماران به عنوان مشتریان اصلی این نظام مطرح می شوند، توجه به دیدگاه بیماران در رابطه با حمایت های ارایه شده، عامل مهمی در زمینه برنامهریزی در جهت ارتقا کیفیت محسوب می شود. به عنوان یک قانون کلی نمیتوان از افراد غیر متخصص خواست تا در مورد یک حرفه تخصصی اظهار نظر نمایند، ولی از آنجایی که پرستاری یک حرفه انسان گرایانه است، توجه به نقطه نظرات افرادی که این خدمات را دریافت می کنند، حایز اهمیت می باشد .
http://www.sahand272.blogfa.com/
http://www.rs272.parsiblog.com/
WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI
دوشنبه 7 اردیبهشت 1388

شیطان بیزی آیری یولاچكیبدی
قالا داغینا سلام(قسمت هفتم )
نوشته: میرنصرت الله بهادری پرستار مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) اورمیه
ویراستار : دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) اورمیه
خوانندگان گرامی اشعار ترکی که در حال خواندن آن می باشید اثر آقای میر نصرت الله بهادری از پرستاران خوب و دلسوز آذربایجانی و اهل تبریز بوده و مدتهاست که ساکن شهرستان اورمیه مرکز همیشه آذربایجان غربی میباشد .این شاعر توانمند آذربایجانی در زمان نوجوانی و جوانی در محضر استاد جاوید آذربایجان شادروان حسین شهریار شاگردی نموده و دارای آثار فراوانی میباشد که در فرصتهای باقی در خدمت هموطنان ایرانی داخل و خارج کشور قرار خواهد گرفت این ابیات تا به حال در هیچ مجله یا رسانه ای چاپ نشده است بسیار خرسند خواهم شد در صورت استفاده و بهره مندی از آنها حتما نام استاد میرنصرت الله بهادری نیز ذکر شود .با سپاس دکتر رحمت سخنی 7/2/88
پاییز فصلی زمیلری سوینده
بستانلارین طاقین دیبدن سوكنده
كولشلری جارجاری نان دوینده
ایكی اوكوز بیر جارجارا قوشاردیق
اوكوزلره ایپ باغلاییب قواردیق
قالاداغی توی چورگین یایاندا
كند اوشاغی دام دیواردان آشاندا
بویوك تویون سسی كندی آلاندا
اوشاقلارین هیروتپیپ قاشماسی
داماد دامنان آلما آتیب آشماسی
قالاداغی یای فصلینین ایسدیسی
قار یاغاندا تندیرلرین توستوسی
چوركلرین پیشمیشینین اییسی
اوشاقیدیك ایسدی چورك قاپاردیق
تاپتاپانی بیر تومانا سلاتاردیق
قالاداغی آل الیوه شمشیرین
خائن لری اولدورگنن هر ییرین
دشمنلری سال جانیوا بیرین
شیطان بیزی ایری یولاچكیبدی
ایشلریمیز بیر بیرینه دییبدی
یكان كهریز آغ سقلر مكانی
گئدیبلر رحمته اولوبلر هانی
ضرری اولسا یدی مالینان جانی
حق سوزونی دانیشاردی قورخمازدی
كند آدامی صحبتینین دویمازدی
http://www.sahand272.blogfa.com/
http://www.rs272.parsiblog.com/
WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI
یکشنبه 6 اردیبهشت 1388

ناتوانی جنسی درمردان مبتلابه بیماری دیابت
دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه
طبق تحقیقاتی که در ایتالیا انجام شده است تقریبا 56% از مردان دیابتی از ناتوانی جنسی رنج میبرند. همچنین مشخص شده است که تقریبا تمام افرادی که به ناتوانی جنسی مبتلا هستند دچار افسردگی میشوند
ناتوانی جنسی درمورد مردانی که هنوز بدنشان میتواند انسولین بسازد قابل درمان میباشد.
دیابت دارای عوارض بسیار نامطلوبی نظیر آسیب های عصبی و نابینایی و ناشنوایی و اختلال در حواس پنجگانه و عدم توانایی در کنترل ماهیچه ها و ناتوانی جنسی می باشد. الت تناسلی تنها عضو بدن انسان است که میتواند مقدار خون ورودی به درون خود را کنترل کند. ماهیچه های اطراف سرخرگهای آلت تناسلی بوسیله انقباض موجب جلوگیری از جریان یافتن مقادیر زیاد خون دراین عضو می گردند. هنگامی که مردی تحریک میشود مغز فرد پیامهای عصبی خاصی به دستگاه تناسلی میفرستد و موجب آزاد شدن ماده بنا نیتریت اکساید میشود که این ماده باعث انبساط و گشاد شدن رگهای خونی آلت تناسلی و به تبع آن نعوظ میگردد.
اکثر آسیبهای وارد شده به سیستم عصبی که در اثر دیابت ایجاد شده باشد قابل بهبودی است اما گاهی اوقات این آسیب ها جدی و غیرقابل برگشت می باشد. بعنوان مثال اگر کسی بر اثر دیابت نابینا گردد هیچگاه بهبود نخواهد یافت اما ناتوانی جنسی ناشی از دیابت حالتی است که برگشت پذیر میباشد.
هنگامی که غذا میخورید قند خونتان افزایش می یابد اگر این افزایش شدید باشد مقدار اضافی قند خون به دیواره سلولها می چسبد و میتواند به خصوص در سلولهای عصبی موجب خسارتهایی گردد. مقدار قند چسبیده شده به سلولها را میتوان با آزمایشی بنام HBA1C میتوان تشخیص داد. اگر نتیجه بدست آمده بالاتر از 6.1 باشد فرد در معرض خطر قرار دارد. افرادی که از ناتوانی جنسی ناشی از دیابت رنج میبرند باید هرماه این آزمایش که بیانگر میزان رعایت نکات رژیمی در 12 هفته اخیر و همچنین ازمایش دیگری بنامfructosamine که نشانگر رعایت نکات رژیمی در دو هفته اخیر میباشد را انجام دهند. هر گاه که نتیجه آزمایشHBA1C بیشتر از 6.1 باشد دکتر باید میزان دارو و شخص دیابتی باید رژیم غذایی اش را تغییر دهد. بعد از مدتی شخصی که دچار ناتوانی جنسی شده است قادر خواهد بود که فعالیت مجدد قوای جنسی خود را بدست آورد.
http://www.rs272.com/
http://www.rezadehghan.ir
http://www.sahand272.blogfa.com/
http://www.rs272.parsiblog.com/
WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI
سه شنبه 1 اردیبهشت 1388

در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست
در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست
به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم
مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد
مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم
بگو معنی تمرین چیست ؟
بریدن از چه چیز را تمرین کنم ؟
بریدن از خودم را ؟
مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی ..
از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم
همه می دانند که دوری تو روحم را می آزارد
تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند
نگاهتت را از چشمم برندار مرا از من نگیر ...
هوای سرد اینجا رو دوست ندارم
مرا عاشقانه در آغوش بگیر که سخت تنهام
نوشته :مجید .ی
انتخاب : دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه
http://www.eshghe2bare.blogfa.com/
http://www.sahand272.blogfa.com/
http://www.rs272.parsiblog.com/
WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI
دوشنبه 31 فروردین 1388

پیشگیری و درمان کتو اسیدوز دیابتی
نوشته :رویا خداداد کارشناس پرستاری از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه
ویراستار علمی : دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) اورمیه
پیشگیری :
به منظور پیشگیری از DKA ، به بیماران باید قواعد «روز ناخوشی» جهت کنترل دیابت در دوره ی
بیماری ها را آموزش داد. مهمترین مطلبی که باید به بیماران آموزش داد این است که نباید بروز تهوع و استفراغ ، مصرف انسولین را قطع کنند. در این شرایط ، بیمار باید مقدار انسولین (یا مقادیر توصیه شده برای روزهای ناخوشی) را تزریق کند وهمچنین سعی کند به طور مرتب به منظور پیشگیری از هیدراتاسیون باید هر ساعت مقداری مایع بنوشد و هر 3تا4 ساعت قند خون و کتون ادرار را اندازه گیری کنند. اگر بیمار نتواند به علت استفراغ مایع بنوشد یا میزان قند خون و کتون همچنان بالا باقی بماند باید با پزشک خود تماس بگیرد. به بیماران توصیه می شود برای روزهای ناخوشی غذای اماده داشته باشند.
درمان طبی:
درمانDKA علاوه بر کنترل هیپرگلیسمی شامل اصلاح کم ابی ، اتلاف الکترولیتها و اسیدوز می باشد.
هیدراتاسیون: جبران کم ابی برای تأمین خونرسانی بافتی لازم است. علاوه بر این، جایگزینی مایعات باعث افزایش دفع گلوکز از طریق کلیه ها می شود. ابتدا سرم نمکی 9/0% با سرعت بسیار بالا ( 5/0 تا یک لیتر در ساعت) برای مدت 3-2 ساعت تجویز می شود. برای بیمارانی که مبتلا به هیپرتانسیون یا هیپرناترمی هستند یا در معرض نارسایی احتقانی قلب قرار دارند می توان سرم نمکی هیپرتونیک 45% تجویز کرد. بعد از گذشت چند ساعت اول، سرم نمکی 45% بهترین سرم برای ادامه ی درمان می باشد به شرط آنکه فشار خون بیمار ثابت باشد و سطح سومی سدیم پایین نباشد. پس از رسیدن قند خون به 300mg /dl یا کمتر از سوم قندی برای بیمار استفاده می کنند تا از کاهش بیشتر قند خون جلوگیری شود. اگر بیمار دچار شوک باشد از آلبومین ( افزایش دهندگی حجم )( منقبض کننده ی عروقی ) استفاده می شود.
جایگزینی پتاسیم : بعضی از عواملی که باعث کاهش غلظت سومی پتاسیم در جریان درمان DKA
می شود.
- اصلاح کم ابی که با افزایش حجم پلاسما، باعث غلظت سرمی K می شود. جبران مایعات از دست رفته باعث افزایش دفع K از طریق ادرار نیز می شود.
- تجویز انسولین باعث تسهیل ورود K از مایعات خارج سلولی به داخل سلولها می شود.
K+ : 10meg/h هنگامیکه k+ پلاسما زیر5/5، ECG طبیعی ، جریان ادرار برقرار و Cr طبیعی باشد. تجویز
Meq/l 80-40 در هنگامیکه k+ پلاسما زیر meq/l 5/3 باشد یا بی کربنات استفاده شده باشد.
تجویز انسولین رگولار: 20-10 واحد IV یا IM ، سپس 10-5 واحد در ساعت توسط انفوزیون IV ، افزایش 10-2 برابر آن در موارد عدم پاسخ در مدت 2-4 ساعت.
مداخلات پرستاری:
- بیمار بهتر است در ICU تحت نظر درمان قرار گیرد.
- برای بیمار یک یا رد رگ مناسب و بزرگ گرفته شود.
- در صورت وجود هیپوکسی (PO2< 80mmhg) اکسیژن به میزان 2-3 Lit/min تجویز شد.
- در صورت وجود اختلالات هوشیاری و یا کوما ، کلیه ی اقدامات کلاسیک بعمل آید.
- فشار خون و نبض در ابتدا هر نیم ساعت به مدت چهارساعت ، سپس هر یک ساعت به مدت 4 ساعت و بالاخره هر 4-2 ساعت کنترل در چارت مخصوص ثبت شود.
- مونیتورینگ ECG صورت گرفته و تغییرات الکتروکاردیوگراف حاصل از اختلالات پتاسیم دقیقاً تحت نظر قرار گیرد.
- در صورت وجود تب یا شک به عفونت پس از ازدحام کشتهای لازم ( کشت خون و ادرار) و آزمایشات مربوطه بهتر است درمان با انتی بیوتیک شروع شود:
Amp Ceftizoxime 1-2 gr
IV/q8h
http://www.sahand272.blogfa.com/
http://www.sahand2722.parsiblog.com/
http://www.rs272.parsiblog.com/
WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI
دوشنبه 31 فروردین 1388

کتواسیدوزدیابتی اورژانس داخلیDKA
نوشته :رویا خداداد کارشناس پرستاری از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه
ویراستار علمی : دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) اورمیه
کتواسدوز دیابتی (DKA) و وضعیت هیپاسمولار غیر کتونی (HHNKS) از عوارض حاد دیابت
می باشند.DKA عمدتاً در مبتلایان به DM تیپ 1و HHNKS در DM تیپ 2 بیشتر مشاهده
می شود. هردو اختلاف مذکور با کمبود مطلق یا نسبی انسولین ، کاه حجم و تغییر وضعیت ذهنی فرد همراهند.
کتو اسیدوز دیابتی Diabletic Ketoacidosis (DKA)
DKA در اثر کمبود شدید انسولین بوجود آمده و افزایش واکنشی هورمونهای تنظیم معکوس قندخون
( خصوصاً گلوکاگون )، باعث تشدید اثرات کاهش انسولین می شوند. انسولین در متابولیسم کربوهیدراتها،
چربی،پروتئین دخیل بوده و کمبود آن موجب افزایش CAMP داخل سلولی و در نتیجه افزایش گلیکوژنولیز، لیپولیز و پروتئولیز می شوند.
پاتوفیزیولوژی
بدون حضور انسولین ، مقدار گلوکزی که وارد سلولها می شود کاهش تولید گلوکز توسط کبد افزایش می یابد. هردوئی این عوامل باعث هیپرگلیسیمی می شوند. به منظور خلاص شدن بدن از گلوکز اضافی ،
کلیه ها گلوکز را به همراه آب و الکترولیتها (سدیم و پتاسیم) دفع می کنند.این دیورزاسموتیک که با پرادراری همراه است منجر به دهیدراتاسیون و از دست رفتن املاح می شوند.
بیماران مبتلا به DKA شدید ممکن است در طی 24 ساعت به طور متوسط 5/6 لیتر آب و 500-400
میلی اکی والان سدیم ،پتاسیم و کلر را از دست بدهند.
یکی دیگر از اثرات کمبود انسولین ، تجزی? چربیها (لیپولیز) به اسیدهای چرب آزاد و گلیسیرول می باشد. در جریان DKA ، به علت کمبود انسولین ، مقادیر زیاد اجسام کتونی در بدن تولید می شود. زیرا در حالت طبیعی ، انسولین از تولید این ترکیبات کتونی در بدن تولید می شود. زیرا در حالت طبیعی ، انسولین از تولید این ترکیبات جلوگیری می کند. اجسام کتونی خاصیت اسیدی دارند و در صورت تجمع آنها در جریان خون، ایددز متابولیک می شود.
سرعت اصلی DKA عبارتند از کاهش مقدار انسولین با فراموش کردن تزریق آن ، ناخوشی یا عفونت و دیابت درمان نشده یا تشخیص داده نشده .کمبود انسولین ممکن است بدلیل تجویز ناکافی انسولین توسط پزشک یا تزریق ناکافی انسولین تجویز شده توسط بیمار باشد.
بیماران بد حال و آنهایی که تصور می کنند بدلیل خوردن غذای کم یا استفراغ باید دوز انسولین را کم کنندممکن است به اشتباه انسولین کمتری تزریق کنند.(بیماریها به خصوص عفونتها ممکن است قند خون بیمار را بالا ببرند، بنابراین این بیمارا علی رغم کاهش غذای دریافتی نباید مقدار انسولین را کاهش دهند گاهی اوقات حتی لازم است مقدار انسولین تزریقی افزایش یابد.)علل دیگر کمبود انسولین عبارتند از : اشتباه بیمار در کشیدن یا تزریق انسولین به خصوص در بیماران دچار اختلالات بینایی، خون عمدی یک یا چند دوز انسولین (با خصوص در نوجوانان دیابتی که در انطباق خود با دیابت و اثرات آن روی زندگی دچار مشکلات هستند.)
اشکال در تجهیزات (مثل بسته شدن لوله پمپ انسولین)
ناخوشی ها و عفونت ها ، مقاومت نسبت به انسولین را افزایش می دهند. در پاسخ به استرسهای جسمی و عاطفی سطح هورمونهای استرس (گلوکاگون ، اپی نفرین، نوراپی نفرین، کورتیزول و هورمون رشد) در خون بالا می رود.
این هورمونها تولید گلوکز توسط کبد را افزایش داده و در مصرف گلوکز توسط عضلات و بافتهای چربی مداخله می کنند، به عبارت دیگر تأثیر انسولین را خنثی می کنند. اگر طی دور? عفونت و ناخوشی سطح انسولین افزایش پیدا نکند، ممکن است هیپوگلیسمی به DKA منجر شود.
علائم و نشانه های DKA
شاه علامتهای بالینی کتواسیدذر دیابتی عبارتند از : اسیدوز، دهیدراتاسیون و اختلالات الکترولیتی.
معولاً در ابتدا به صورت ضعف و بی حالی ، خواب آلودگی، پلی اوری، پرنوشی تظاهر کرده و با استقرار و پیشرفت بیماری، سایر علائم تظاهر می کند.
دستگاه گوارش: تهوع و استفراغ در 75% موارد وجود دارد از خصوصیات خوب این درد برطرف شدن آن پس از تجویز مایعات و انسولین می باشد.
دستگاه قلب و عروق : به دلیل دهیدراتاسیون و وازودیلاسیون محیطی معمولاً هیپوتاسیون اورتواستاتیک و تاکیکاردی وجود دارد.
دستگاه تنفس: تنگی نفس وجود دارد و به صورت تنفس های عمیق و تند تظاهر می کند. به دلیل وجود کتونمی ، ممکن است تنفس بیمار بوی استن بدهد.
دستگاه عصبی: خواب آلودگی و سردرد معمولاً در اوایل بیماری وجود دارد ولی با پیشرفت بیماری به صورت اختلال هوشیاری ، هیپورفلکسی استوپور ، کوما تظاهر می کند.
سایر یافته ها: نشانه های دهیدراتاسیون به صورت هیپوتاسیون ، تاکیکاردی ، کاهش تورگوپوست و خشکی مخاطها وجود دارد. هیپوترمی در 40% موارد وجود دارد. اگرچه عفونت شایعترین عامل مستعد کننده ی DKA است اما فقط در 10% موارد تب وجود دارد
ناهنجاریهای آزمایشگاهی و تشخیص:
گلوکز خون معمولاً بین 300-800 mg/dlمی باشد ولی در حدود 15% افرادی که به DKA مبتلا هستند گلوکز خون آنها کمتر از 300mg /dl
بیکربنات سوم اغلب زیر 10 mmol/l است و PH شریانی بین 3/7-8/6 می باشد که این میزان به شدت اسیدوز بستگی دارد. برخلاف کاهش پتاسیم کلی بدن، میزان K در هنگام مواجهه به طور معمول ، در انتهای محدود های طبعی و مختصری بالا می باشدکه اینامر ناشی از اسیددز حاصل خواهد بود. ذخایر کلی بدن در مورد سدیم ، فسفر، منیزیم نیز نیز کاهش می یابد.
یکی از اجزاء ثابت DKA ، کتونمی است . تشخیص کتون در خون بوسیله ی قرصهای نیتردپردساید انجام می گیرد. انجام U/AوU/C جهت ارزیابی گلوکز داستون ادرار و عوامل مستعد کننده ی DKA یعنی عفونت ادراری لازم می باشد.
معمولاً لکوستیوز وجود دارد( 10000-20000 Cells/mm3)
نیتروپروساید تنها با استواستات داستون (حاصل از دکربوکسیلان اسید استواستات) واکنش نشان داده و با بتاهید روکسی بوتیرات واکنش نشان نمی دهد. تباهیدروکسی بوتیرات 75% کتونهای در گردش خون کتواسیددز دیابتی را تشکیل می دهد و این مقدار در شرایطی که اسیددزلاکتیک نیز همراه ان وجود داشته باشد، به 90% می رسد. لذا در این حالت قرصهای نیترددپرساید ممکن است درجه ی کتونمی و کتونوری را کمتر از واقعی نشان می دهد. اضافه کردن چند قطره پراکسید هیدروژن به نمونه ی ادرار بیمار باعث تبدیل تباهیدروکسی بوتیرات به استواستات شده و بدین ترتیب می توان با قرص نیترو پروسایداستواستات می شود و این مسئله ممکن است به غلط ، بدتر شدن بیماری تفسیر شود.
http://www.sahand272.blogfa.com/
http://www.sahand2722.parsiblog.com/
http://www.rs272.parsiblog.com/
WEST AZERBAIJAN URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI